روند افزایشی قسمت سنگ آهن

روند افزایشی قسمت سنگ آهن در سال 2010 

از ابتدای سال 2010 تا کنون قیمت سنگ آهن به طور مداوم در حال افزایش بوده است.به طوریکه قیمت متوسط سنگ آهن از 96 دلاردر سه ماهه اول سال میلادی جاري، تا سه ماهه دوم ( تاکنون) به طور متوسط به 155 دلار رسیده است و اوج این قیمت ها در آخر ماه آوریل بود که به حدود 190 دلار رسید و پیش بینی ها حاکی از این است که قیمت این محصول همچنان افزایش خواهد یافت.تحلیلگران دلایل زیر را برای افزایش قیمت آن ذکر کرده اند.

1- افزایش امیدها در باره پایان بحران جهانی و رونق کسب و کار در سراسر جهان و افزایش ساخت و سازها به طور طبیعی نیاز به مواد اولیه و به خصوص آهن را افزایش داده است که این امر خود باعث افزایش قیمت سنگ آهن شده است

2- افزایش تقاضای سنگ آهن از جانب چین به عنوان بزرگترین مصرف کننده و وارد کننده این ماده معدنی و بزرگترین تولید کننده فولاد درجهان.

واردات سنگ آهن توسط چین در سال 2009 حدود 42% افزایش یافته وبه 630 میلیون تن رسید، تولید فولاد این کشور در 2009 به 567 میلیون تن رسید.

با توجه به اینکه رشد اقتصادی چین حتی در دوره بحران مالی جهانی نیز کاهش چشمگیری نیافت لذا اعتقاد بر این است که این افزایش تقا ضا ازجانب چین همچنان ادامه خواهد داشت، که این خود به عنوان اصلی ترین عامل تحریک تقاضا مهمترین نقش را در افزایش قیمت این ماده معدنی داشته است.

3- در پی افزایش تقاضای چین و در نتیجه افزایش قیمت سنگ آهن سه غول بزرگ تولید سنگ آهن دنیا تصمیم به تغییر دادن سیستم فروش سنگ آهن از قراردادهای سالانه به فصلی گرفتند، که با واکنش چین و اتحادیه اروپا مواجه شد. این کار ابتدا توسط شرکت واله صورت گرفت.

این تغییر سیستم فروش به خودی خود انعطاف قیمت گذاری سنگ آهن را افزایش می دهد و با توجه به این که قیمت ها در حال رشد است به افزایش قیمت ها کمک خواهد کرد.

پیمان مشترک 

4- اخیراً دو شرکت « ریو تینتو» و «بی اچ پی بیلیتون» ( یعنی دومین و سومین تولیدکنندگان سنگ آهن دنیا) تصمیم به انعقاد قرار دارد پیمان مشترک تولید به ارزش 116 میلیارد دلار در استرالیا گرفتند و قرار است با همکاری یکدیگر 375 میلیون تن سنگ آهن تولید کنند که از تولید واله برزیل بیشتر است، که با واکنش وارد کنندگان سنگ آهن مواجه شد.این پیمان مشترک شبهه تبانی و انحصاری کردن بازار سنگ آهن را از طرف صادر کنندگان سنگ آهن افزایش داده است که خود این نگرانی عاملی برای افزایش قیمت سنگ آهن است.

5- هند در اواخر ماه آوریل 2010اعلام کرده که به دنبال افزایش مالیات بر صادرات سنگ آهن خواهد بود.

سومین تولید کننده و صادر کننده بزرگ سنگ آهن دنیا با اعمال این تعرفه می خواهد از اعمال قدرت رقیب خود جلوگیری کند. به هر حال اعمال تعرفه مالیاتی بر صادرات سنگ آهن به این معنی است که صادر کننده های هندی هزینه بیشتری را بابت مالیات پرداخت می کنند فلذا هزینه تمام شده تولید این محصول زیاد می شود. هزینه تمام شده بالا به معنی افزایش قیمت سنگ آهن است.


فروش مواد معدنی خام در هند ممنوع شد 

به طور کلی سیاست هند این است که از خام فروشی مواد معدنی خود جلوگیری کند، لذا به نظر می رسد اینگونه سیاست ها از طرف این کشور در راستای جلوگیری از صادرات بی رویه این محصول و مصرف داخلی آن است. با توجه به اینکه هند کشور مهمی در زمینه سنگ آهن است فلذا انتظار افزایش قیمت سنگ آهن در سطح جهانی می رود

6- دولت استرالیا نیز در انتهای ماه آوریل 2010 اعلام کرد که مالیات فدرال بر معادن سنگ آهن را افزایش خواهد داد ( این نوع مالیات در استرالیا تقریباً معادل بهره مالکانه معدن است که از استخراج کنندگان گرفته می شود).انتشار این خبر باعث افزایش بیش از پیش قیمت سنگ آهن شده و خواهد شد و از طرفی قیمت سهام شرکت های سنگ آهنی فعال در استرالیا را کاهش داد.


بارندگی های موسمی و مشکلات جدید 

7- بارندگی های موسمی در ماه جاری در هند که روند صادرات سنگ آهن این کشور را با مشکل مواجه کرده است اگرچه یک حادثه موقتی است و پیش بینی می شود در کمتر از یک ماه حل شود، اما در کوتاه مدت به افزایش قیمت سنگ آهن کمک کرده است.به طور کلی مسائلی که در ارتباط با حمل و نقل این ماده معدنی هستند بر قیمت آن تأثیر گذارند.


مقاومتها در برابر افزایش قیمت 

در این میان اخباری نیز دال بر مقاومت در برابر این افزایش قیمت مشاهد می شود که در زیر به آن خواهیم پرداخت.به طور طبیعی چین به عنوان بزرگترین وارد کننده سنگ آهن دنیا نگران افزایش قیمت سنگ آهن است طبق گزارش وزارت بازرگانی چین حاشیه سود شرکت های فولاد چینی در سال جاری به حدود 3 درصد رسیده است که رقم بسیار پایینی است.

از طرفی چین از تمام امکانات خود برای مهار قیمت سنگ آهن و در نتیجه قیمت فولاد و حفظ رشد اقتصادی سابق خود استفاده خواهد کرد. در این میان اتحادیه اروپا نیز به عنوان دومین وارد کننده سنگ آهن جهان به دنبال کنترل قیمت ها ست .در همین راستا اقدامات زیر را انجام شده است.


سیاستهای ضد انحصاری چین 

1- تهدید وزیر بازرگانی چین به اعمال سیاست های ضد انحصاری بر علیه سه غول بزرگ سنگ آهن دنیا پس از تغییر سیستم فروش از طرف آن ها . چین اعتقاد دارد که کار هماهنگ این سه شرکت طبق قوانین چین یک اقدام انحصار گرایانه است و نوعی دستکاری در قیمت هاست که اثرات سوء بر کل اقتصاد چین خواهد گذاشت. تولید کنندگان فولاد در اروپا نیز خواستار اتخاذ قوانین ضد انحصاری بر علیه این شركت ها شده اند.

البته برخی تحلیلگران اعتقاد دارند که چین برای اثبات انحصارگرایانه بودن این اقدام نیاز به اطلاعات بیشتری دارد و ازطرفی خود چین نیز تمایل به اجرای قوانین ضد انحصاری بر علیه این شرکت ها ندارد زیرا نفوذ آن ها در بازار سنگ آهن بسیار شدید است و چین توانایی مقابله با آن ها را ندارد.

در حال حاضر وزارت بازرگانی چین دستور تحقیق در موردانحصارگرایانه بودن این اقدام را صادر کرده است.

2- دو شرکت « ریو تینتو» و «بی اچ پی بیلیتون» که تصمیم به انعقاد قرار دارد پیمان مشترک تولید در استرالیا گرفته اند با واکنش وارد کنندگان سنگ آهن مواجه شده است . 

این قرارداد در دریافت تأییدیه خاص از اتحادیه اروپا( از آنجایی که هر دوی این شرکت ها تابعیت انگلیسی- استرالیایی دارند) با مشکلاتی مواجه شده است. سخنگوی کمیسیون اروپا گفته است که «ما باید مطمئن شویم که این کار با قوانین ضد انحصار اروپا کاملاً مطابق است»

اعتراض بر افزایش مالیات 

3- اعتراضات شدیدی بر افزایش مالیات استخراج معادن در استرالیا وجود دارد و تحلیلگران اعتقاد دارند که دولت استرالیا با این تصمیم حرکت موتور محرکه اقتصاد این کشور ( بخش معدن) که نقش به سزایی در خروج استرالیا از بحران جهانی داشته است را کند کرده است.

4- بزرگترین تولید کننده داخلی سنگ آهن چین که در حال حاضر 45 میلیون تن سنگ آهن در سال تولید می کند قصد دارد با سرمایه گذاری 2.2 میلیارد دلاری در دهه جاری تولید خود را دو برابر کند


نتیجه گیری : در پایان باید گفت به اعتقاد تحلیلگران روند افزایش قیمت سنگ آهن یک روند طبیعی است و به نظر نمی رسد به دلیل دستکاری قیمتی سه شرکت اصلی این صنعت باشد بلکه تا حد زیادی ناشی از افزایش تقاضا است.

به همین دلیل به نظر می رسد که این افزایش قیمت ها پایدار باشد. کارشناسان برای نیمه دوم سال میلادی نیز همچنان افزایش قیمت را پیش بینی می کنند .


واحد تحليل و مشاوره كارگزاري تدبيرگران فردا

بازدهي حق تقدم‌هاي استفاده نشده

بازدهي حق تقدم‌هاي استفاده نشده

منوچهر ابوطالبي*
اين مقاله براي مطالعه سرمايه‌گذاران غيرحرفه‌اي تهيه شده و مطلب جديدي براي سرمايه‌گذاران و فعالان حرفه‌اي بازار بورس ندارد.

در اين مقاله مي‌خواهيم بررسي كنيم كه در روند افزايشي قيمت‌ها در بازار سرمايه خريد حق تقدم سهم بهتر است يا خريد خود سهم؟
حق تقدم خريد سهم از افزايش سرمايه حاصل مي‌شود. اشخاصي كه در تاريخ مجمع عمومي فوق‌‌العاده يك شركت كه به منظور تصويب افزايش سرمايه تشكيل شده سهامدار باشند، به نسبت سهم خود حق تقدم خريد سهام ناشي از افزايش سرمايه را دارند و به ازاي هر حق تقدم تعلق‌ گرفته بايد مبلغ اسمي سهم را (در مورد شركت‌هاي بورسي 1000‌ريال) به حساب خاصي كه بدين منظور تدارك ديده شده است، واريز كنند. طبق مفاد لايحه اصلاحي قانون تجارت مهلت پذيره‌نويسي حق تقدم‌ها حداقل 60 روز است كه تحت شرايطي به مدت 30 روز ديگر قابل تمديد است. در مورد شركت‌هاي پذيرفته شده در بورس حق تقدم‌ها در دوره پذيره‌نويسي قابل معامله مكرر هستند.
حال با چند مثال تحليلي و با يك مفروضات ثابت مي‌خواهيم نتيجه بگيريم در صورتي كه مفروضات و پيش‌بيني‌هاي ما به حقيقت بپيوندد. خريد حق تقدم سوددهي بيشتري دارد يا خريد خود سهم ؟
مثال اول:
قيمت سهم 1800‌ريال
تفاوت قيمت سهم باحق تقدم(بعلاوه 100 تومانی که باید برای آن واریز شود) 5‌درصد؛ يعني حق تقدم از خود سهم 5‌درصد ارزانتر است.
قيمت حق تقدم 710‌ريال + 1000‌ريال ارزش اسمي در صورتي‌كه بخواهيم از حق تقدم استفاده كنيم سرمايه ما 100,000,000‌ريال
پيش‌بيني مي‌شود روند قيمت سهم مورد نظر در آينده افزايشي باشد و تفاوت 5‌درصد بين قيمت خود سهم و حق تقدم در آينده نيز حفظ شود.
حال به پايان دوره 60 روزه پذيره‌نويسي حق تقدم‌ها نزديك مي‌شويم و شركت نيز قصد تمديد مهلت پذيره‌نويسي را ندارد. تصميم مي‌گيريم نيمي از سرمايه خود را براي خريد حق تقدم و نيمي ديگر را براي خود سهم تخصيص دهيم. (براي سهولت در محاسبات كارمزد خريد و فروش كارگزار بورس ناديده‌گرفته است)
تعداد سهم خريداري شده
27777 = 1800 ÷ 000,000, 50
تعداد حق تقدم‌هاي خريداري شده
70422 = 710 ÷ 000,000, 50
از اين تعداد حق تقدم در مهلت قانوني استفاده نمي‌كنيم. يعني 1000‌ريال بهاي اسمي هر سهم را به تعداد حق تقدم‌هاي خريداري شده به حساب شركت واريز نمي‌كنيم. بنابراين شركت پس از طي مراحل قانوني و كسب مجوز از بورس و اداره ثبت شركت‌ها نسبت به عرضه حق تقدم‌هاي استفاده نشده اقدام مي‌كند. فرآیند پايان مهلت تا شروع پذيره‌نويسي از حق تقدم‌هاي استفاده نشده نيز حدود 2 ماه طول مي‌كشد در اين فرصت دو ماهه همانطوري كه پيش‌بيني كرده بوديم روند افزايشي قيمت بهبود يافته و قيمت خود سهم حدود 20‌درصد رشد مي‌كند و به 2160‌ريال مي‌رسد.با فرض قبلي كه قيمت حق‌تقدم‌ها 5‌درصد كمتر از قيمت خود سهم است قيمت حق‌تقدم‌ها نيز به 1052‌ريال مي‌رسد حال سهم‌ها را خودمان مي‌فروشيم و حق تقدم‌ها را شركت مي‌فروشد.
حاصل از فروش سهم
320, 998, 59 = 2160× 27777
سود حاصل از معامله سهم
320, 998, 9 =000,000, 50 – 320, 998, 59
حاصل از فروش حق تقدم استفاده نشده
944, 083, 74 = 1052 × 70422
سود حاصل از معامله حق تقدم
944, 083, 24 = 000,000, 50 – 944, 083, 74
بنابراين مشاهده مي‌شود در شرايطي كه قيمت خود سهم اختلاف زيادي با بهاي اسمي سهم (1000‌ريال) نداشته باشد و برآورد ما از روند قيمت سهم در آينده افزايشي باشد، بازدهي خريد حق تقدم و عدم استفاده آن خيلي بيشتر از خريد خود سهم است. البته خطر محبوس شدن سرمايه ما روي حق تقدم‌ها را نيز نبايد ناديده‌گرفت. سهمي را كه خريديم هر لحظه مي‌توانيم تبديل به وجه نقد كنيم ولي وجوه حاصل از فروش حق تقدم‌هاي استفاده نشده پس از طي مراحل قانوني توسط شركت به ما پرداخت خواهد شد.
موضوع را با يك مثال فرضي ديگر در حالتي پيگيري مي‌كنيم كه قيمت سهم چندين برابر ارزش اسمي (1000‌ريال) است. حال ببينيم به چه نتايجي دست پيدا مي‌كنيم.
مثال 2:
قيمت سهم
22000‌ريال
تفاوت قيمت سهم با حق تقدم 5‌درصد يعني حق تقدم از خود سهم 5‌درصد ارزان‌تر است.
قيمت حق تقدم
19900‌ريال
سرمايه ما 000,000, 100‌ريال
پيش‌بيني افزايش قيمت سهم طي دو ماه آينده كه حق تقدم‌هاي استفاده نشده عرضه مي‌شود حدود 20‌درصد است.
باز نيمي از سرمايه را به خريد سهم اختصاص مي‌دهيم.
تعداد سهم خريداري شده
2272 = 000, 22 ÷ 000,000, 50
و نيمي ديگر را براي خريد حق تقدم:
تعداد حق تقدم خريداري شده
2512 = 900, 19 ÷ 000,000, 50
قيمت سهم پس از دو ماه با فرض 20‌درصد افزايش معادل 400/26‌ريال خواهد شد و قيمت حق‌تقدم استفاده نشده نيز با تفاوت 5‌درصد و كسر 1000‌ريال ارزش اسمي معادل 080/24‌ريال خواهد شد.
فروش سهم توسط خودمان      
800, 980, 59 = 400 ,26 × 272 ,2
سود حاصل از معامله سهم 
800, 980, 9 = 000, 000, 50 – 800, 980, 59
فروش حق تقدم توسط شركت
960, 488, 60 = 080 ,24 × 512 ,2
سود حاصل از معامله حق تقدم
960, 488, 10 = 000, 000, 50 – 960, 488, 60
با مقايسه دو مثال متوجه مي‌شويم كه سود حاصل از معامله سهم در هر دو حالت يكي است (حدود 20‌درصد) و ارتباطي به فاصله قيمت سهم با ارزش اسمي سهم (1000‌ريال) ندارد، ولي در مورد حق تقدم‌ها نتايج به گونه ديگري رقم خورده است.
در مثال اول سود حاصل از معامله حق تقدم 944 ,24,083‌ريال
ولي در مثال دوم 10,488,960‌ريال است، در حالي كه سرمايه ما يكسان و زمان انتظار و خواب سرمايه نيز يكي فرض شده بود.
در مثال اول در معامله حق تقدم و عدم استفاده از آنها حدود 140‌درصد بيشتر از معامله خود سهم سود برده‌ايم. راز اين موضوع در چيست؟ خيلي ساده است. راز اين موضوع در عدم استفاده از حق تقدم نهفته است. اگر از حق تقدم‌هاي خريداري شده استفاده مي‌كرديم مجبور مي‌شديم قسمتي از سرمايه خود را (قسمتي از 50,000,000‌ريال) بابت بهاي اسمي سهم بپردازيم، در اين حالت فقط مي‌توانستيم 29239 سهم خريداري كنيم و تنها تفاوت سود ما با خريد خود سهم به همان اختلاف 5‌درصدي بر مي‌گردد.
در حالي كه با استفاده نكردن از حق تقدم 1000‌ريال‌هاي مازاد را براي خريد حق تقدم‌هاي بيشتر استفاده كرديم و توانستيم تعداد 41183 حق تقدم ديگر نيز اضافه كنيم و از روند افزايش 20‌درصدي قيمت آنها نيز سود ببريم.
مازاد حق تقدم خريداري شده  41183 = 29239 – 70422
مثال‌هاي ديگري نيز با قيمت‌هاي مختلف سهم مي‌توان ارائه كرد كه در حوصله اين مقاله نيست و خود مشتاقان و علاقه‌مندان مي‌توانند با طرح حالت‌هاي مختلف و انجام محاسبات به نتايج متنوعي دست پيدا كنند.
در این استراتژی معاملاتی باید مزایا و معایب زیر را در نظر داشت:
1. خرید حق  تقدم‌ها به دید استفاده نشدن، از ریسک بالاتری نسبت به خرید خود سهم به دلیل عدم امکان معامله در مدت زمان پایان فرصت 60روزه حق تقدم‌ها تا عرضه توسط شرکت برخوردار است.
در این مدت ممکن است جهت بازار از روند صعودی به دلایل خارج از بازار که قابلیت پیش‌بینی ندارند، به سمت نزولی تغییر مسیر داده و  در نتیجه همانطور که بازدهی بالاتری در روند صعودی انتظار می‌رود، در روند نزولی سهم، حق تقدم، زیان سنگین تری از خود سهم را به صاحب خود وارد می‌کند. از طرفی ممکن است شرکت مدت زمان زیادی پس از فروش، وجوه حق تقدم استفاده نشده را واریز نكند و سرمایه فرد طی این مدت بلوکه شود.
2. در این استراتژی، معامله‌گر لازم است که شناخت و اطمینان کافی از مسائل بنیادی یک سهم، داشته باشد. به طور معمول در بعضی از افزایش سرمایه‌ها به دلیل آنکه سهامدار عمده تعهد پذیره‌نویسی دارد، با مشاهده اینکه تعداد زیادی حق تقدم استفاده نشده باقی مانده است. در حالی که قصد اضافه کردن سهام خود را ندارد، اقدام به عرضه خود سهم كرده تا وجه لازم برای حق تقدم‌ها را فراهم سازد. این موضوع موجب افت قیمت سهم در مقطع عرضه حق تقدم‌ها و خرید حق تقدم‌ها به قیمت ارزانتر می‌شود، در نتیجه به عدم حصول بازدهی پیش‌بینی شده می‌انجامد.
3. هرچه قیمت سهمی ارزانتر باشد بازدهی این روش معاملاتی بیشتر است و در مورد سهام‌گران قابلیت اجرا ندارد.
4. معمولا در مورد سهام بنیادی قوی، در صورتی که موعد ثبت افزایش سرمایه آنها قبل از مجمع عمومی سالانه باشد و شرکت متعهد تعلق‌گرفتن سود نقدی به حق‌تقدم‌های واریز شده باشد، در نتیجه به دلیل رشد سنتی قیمت سهام قبل از این استراتژی معاملاتی قابلیت اجرا و تحقق بیشتری خواهد یافت.
نتيجه‌گيري نهايي:
اگر شركتي افزايش سرمايه دارد و حق تقدم‌هاي آن به منظور پذيره‌نويسي عرضه شده است و پيش‌بيني مي‌شود قيمت سهم در آينده نزديك افزايش يابد، با فرض اينكه قيمت سهم به بهاي اسمي سهم (1000‌ريال) نزديك باشد و پيش‌بيني ما در مورد افزايش قيمت سهم به حقيقت پيوند دو روند فروش حق‌تقدم‌هاي استفاده نشده به‌طور عادي پيش برود، بيشترين سود ما موقعي است كه تمام سرمايه خود را به منظور خريد  حق تقدم بكار گيريم و از حق تقدم‌ها استفاده نكنيم تا در مهلت معقول شركت اقدام به فروش حق تقدم‌ها و بازپرداخت سرمايه و حاصل فروش  كند.
*مدير حسابرسي داخلي و امور مجامع شركت ليزينگ رايان سايپا

کم کم شروع فصل مجامع!

      

بازدهی انتظاری از بورس تهران چقدر است ؟

در گفتگو با یک کارشناس ارشد مسایل اقتصادی سئوال شد :
بازدهی انتظاری از بورس تهران چقدر است ؟
سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار مستلزم در نظر گرفتن عوامل و شرایطی است که در کنار کسب اطلاعات از حوزه بازار سرمایه کشور ، نقش ویژه ای در تصمیم گیری های مالی و اقتصادی سرمایه گذاران ایفا خواهد کرد . یکی از این عوامل تأثیر گذار، نرخ تورم و رابطه معنی دار آن با بازده سهام شرکتها و صنایع بورسی است.

سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار مستلزم در نظر گرفتن عوامل و شرایطی است که در کنار کسب اطلاعات از حوزه بازار سرمایه کشور ، نقش ویژه ای در تصمیم گیری های مالی و اقتصادی سرمایه گذاران ایفا خواهد کرد .

یکی از این عوامل تأثیر گذار، نرخ تورم و رابطه معنی دار آن با بازده سهام شرکتها و صنایع بورسی است که شناخت تأثیر این متغیر کلان اقتصاد بر نوسانات بازار سرمایه ، می تواند بسیار مورد توجه فعالان این بازار در روند تصمیم گیری ها باشد.

در همین رابطه بورس نیوز ؛ در گفتگو با شاهین شایان آرانی ، کارشناس ارشد مسایل اقتصادی کشور، از میزان تأثیر تورم در قیمت سهام شرکت های بورسی سوال کرد که وی با اشاره به اصول پذیرفته شده در مدیریت سرمایه گذاری ، گفت : کسب بازدهی به لحاظ سرمایه گذاری در بازارهای مختلف ، مستلزم تحمل ریسک ها و خطرات احتمالی از نوسانات موجود در ارزش سرمایه گذاری ها و بالطبع سقوط یا صعود در درآمدها و هزینه های پیش بینی شده است.

وی با اشاره به این مطلب که افزایش بازدهی بیشتر ، مستلزم افزایش ریسک بیشتری در معاملات است ، گفت : چنانچه بر اساس مدل های مختلف در زمینه تعیین بازده سرمایه گذاری بنگریم ، اولین عاملی که این بازدهی را پوشش می دهد نرخ تورم است .

بنابر این آنچه به عنوان پایه ریسک سرمایه گذاری در بازار های مختلف عنوان می شود ، ریسک و بازده مورد انتظاری است که نسبت به این نرخ در بازار بدست می آید .

شایان آرانی افزود : باید ریسک های مختلف در سرمایه گذاری را در یک مجموعه کلی در نظر گرفت و هزینه خطر های مختلف را به نرخ تورم اضافه کرد و آنگاه ، بازده کل مورد انتظار را با توجه به پوشش ریسک تورم و بازدهی ما زاد از آن برای پوشش ریسک های دیگر در نظر گرفت .

بازدهی انتظاری از بورس تهران چقدر است ؟

وی ادامه داد : بورس تهران به دلیل چرخه عملیاتی و ساختاری پایین ، ریسکی به مراتب بالاتر از بورس دیگر کشور ها دارد و به همین دلیل حداقل بازده مورد انتظار از بورس ایران با توجه به ریسک های مختلف در حدود 25 درصد باید باشد و این در حالی است که در کشور های اروپایی و آمریکایی این نرخ در حدود 10 الی 15 در صد می باشد .

این کارشناس ارشد مسایل اقتصادی ، بورس تهران را به لحاظ عرضه سهام شرکت های مختلف ضعیف دانست و افزود : هر چند زحمات زیادی به لحاظ تقویت بورس تهران نسبت به گذشته انجام شده ، اما این بازار نیازمند ورود نقدینگی بیشتر و حضور پررنگ تر شرکت ها و صنایع بخش خصوصی بوده و نباید تنها نهاد های وابسته به دولت در آن نقش بازی کنند .

تورم به سود چه شرکتهایی است ؟

وی در برابر این سوال که با توجه به نرخ تورم و صرف ریسک در بازار، چه شرکت ها و صنایعی از این منظر متضرر یا منتفع می شوند؟ گفت : با توجه به محاسبه صرف ریسک ( بازده مازاد ) معاملات ، اثرات متفاوتی در شرکت های مختلف پدید می آید ، بطوریکه اگر شرکتی با افزایش تورم سود کند ، صرف ریسک کمتری بدست خواهد آورد.

به طور مثال محصولات مصرفی و صنایع غذایی به لحاظ افزایش نرخ تورم ، با افزایش درآمد روبرو هستند اما در مقابل شرکت های دارویی یا سیمانی به لحاظ کنترل قیمت ها از سوی دولت ، با کاهش درآمد مواجه می شوند به عبارتی شرکت هایی که به لحاظ افزایش نرخ تورم تحت تأثیر مثبت قرار می گیرند قیمت شان نیز افزایش می یابد .

هدفمندی یارانه ها و فشار تورمی

وی در خصوص هدفمند کردن یارانه ها افزود : چنانچه مدیریت صحیحی در این زمینه وجود نداشته باشد با فشار تورمی سهمگینی مواجه خواهیم بود اما آنچه مسلم است سود مورد انتظار سرمایه گذاران در بورس به لحاظ اجرای این طرح افزایش خواهد یافت .

باید گفت : شرکت هایی که هزینه انرژی آنها به لحاظ آزاد سازی قیمت حامل های انرژی بالا می رود ، اگر بتوانند این افزایش را به مشتریان خود منتقل کنند ، با چالش جدی در زمینه سود شرکت مواجه نخواهند بود .


ابهام و سر در گمی از رشد شاخص

وی در خصوص رشد ادامه دار شاخص های بورس ابراز نگرانی کرد و گفت : به لحاظ ساختار اقتصادی در کشور اتفاقی نیافتاده که بورس اینچنین رشد کند بنابراین باید با چشمی باز به حقایق بازار نگاه کرد و از بروز هیجانات کاذب کاست .

شایان آرانی در پایان تنها راه نجات بورس را بازگشایی درهای این بازار به روی سرمایه گذاران داخلی و خارجی دانست و تأکید کرد : فضای چرخش در بورس اوراق بهادار با حضور سرمایه گذار خارجی و اصلاح قوانین و مقررات جدید باید بوجود آید .

انتظار!!!

توافق شرافتمندانه

محمود صدري
خبرهاي اوليه از مذاكرات وزير امورخارجه ايران و مديركل آژانس بين‌المللي انرژي اتمي از چرخش محسوس جهت مذاكرات از سياست به سوي حقوق حكايت دارد.

بازگشت به قالب حقوقي مذاكرات و دور كردن مساله هسته‌اي ايران از منازعات بين‌المللي، هدفي است كه ايران در يك‌دهه گذشته آن را دنبال مي‌كند. متقابلا ايالات متحده آمريكا و برخي كشورهاي اروپايي اصرار دارند، پرونده هسته‌اي ايران را از وضع حقوقي و دستگاه متولي آن؛ يعني آژانس بين‌المللي اتمي خارج كرده و در وضع سياسي و ظرف آن؛ يعني شوراي امنيت سازمان ملل قرار دهند. خارج شدن پرونده ايران از آژانس و ارجاع آن به شوراي امنيت، در چند سال گذشته موجب تلاطم‌هاي سياسي و ديپلماتيك در روابط آمريكا و اروپا با روسيه، چين و كشورهاي عضو جنبش عدم‌تعهد شده است. دو گروه اول نوعا خواستار افزايش فشار بر ايران هستند و سه گروه ديگر بر رفع و رجوع حقوقي و ديپلماتيك مساله هسته‌اي ايران تاكيد مي‌ورزند. در ماه‌هاي اخير با تمايل نسبي روسيه به سوي مواضع آمريكا و اروپا، عملا چين تنها قدرت با نفوذ جهاني بود كه از روش حقوقي، ديپلماتيك و مصالحه‌جويانه‌ در قبال ايران حمايت مي‌كرد. در چنين شرايطي اگر قرار بر اين شود كه مساله ايران از طريق جدال سياسي قدرت‌هاي جهاني و در قالب شوراي امنيت پيگيري شود، آثار آن براي همه طرف‌هاي مناقشه غيرقابل پيش‌بيني و پرهزينه خواهد بود. اگر چيني‌ها، به قطعنامه پيشنهادي آمريكا راي مثبت دهند، به يكي از اصول اساسي سياست‌ خارجي خود لطمه خواهند زد؛ زيرا با قبول آمريت مطلق آمريكا در اين قضيه، آمريكا از قدرت برتر جهان كه وضع كنوني اين كشور است به قدرت يگانه تبديل مي‌شود و چنين حادثه‌اي، آمال بين‌المللي چين را خدشه‌دار مي‌كند . اگر هم چين بناي كار را بر مقاومت و استفاده از قاعده وتو بگذارد، وارد چالشي بزرگ و پرهزينه با آمريكا و اروپا خواهد شد و ايضا فرصتي طلايي در اختيار روسيه قرار مي‌دهد كه نفوذ جهاني خود را افزايش دهد.
اين صف‌بندي‌ها علاوه‌بر آثار سياسي آن، جايگاه نهاد حقوقي آژانس بين‌المللي انرژي اتمي و سازمان ملل را متزلزل خواهد كرد.
احتمالا به خاطر همين ملاحظات است كه يوكيا آمانو، مديركل آژانس، در مذاكرات ديروز خود با منوچهر متكي وزير خارجه ايران كوشيده است، روابط آژانس و ايران را ترميم كند.
براساس بيانيه آژانس كه پس از مذاكرات منتشر شد، «ملاقات در فضايي مشابه مذاكرات تجاري برگزار شده است.» از اين جمله سربسته به درستي نمي‌توان فهميد چه توافقي صورت گرفته است؛ اما مي‌توان حدس زد كه فضاي مذاكره مبتني‌بر به رسميت شناختن حقوق دوجانبه بوده است. قاعده اول در مذاكره عادلانه اين است كه حقوق و حيثيت طرفين آن به رسميت شناخته شود. اگر ديروز در وين چنين روابطي بين ايران و آژانس شكل گرفته باشد، مي‌توان اميدوار بود طرفين حركت به سوي توافق شرافتمندانه را آغاز كرده‌اند. چنين توافقي هم جهان را از بن‌بست كنوني كه مبتني ‌بر منازعه قدرت‌هاي بزرگ است، خارج مي‌كند و هم ايران را به حقوق خود نزديك‌تر خواهد كرد.

دنیای اقتصاد