بیم و امید در بازار مس

بیم و امید در بازار مس

محمدحسين بابالو - بازار مس در روزها و هفته‌های گذشته نوسانات بسیاری را تجربه کرده است.

شرایط عمومي ‌این بازار از کاهش قیمت‌ها در میان مدت تا دراز مدت حکایت دارد؛ اما در شرایط کنونی احتمال افزایش مجدد قیمت‌ها به صورت مقطعی نیز دور از ذهن نیست. قیمت مس در بورس فلزات لندن LME نزدیک به 6 ماه است که با برآیندی صعودی در حال حرکت است. این در حالی است که در روزهای گذشته شاهد کاهش آرام قیمت مس در کنار دیگر فلزات پایه همچنین نفت و طلا بودیم. دلیل اصلی این امر افزایش شدید ارزش دلار به تبع آمارهای مثبت اقتصادی آمریکا بود. این افزایش حتی تا 2907/1 دلار در برابر هر یورو نیز رسید. با توجه به این موارد می‌توان گفت که این کاهش قیمت‌ها نه یک قیمت واقعی بلکه تعدیل و شاید تثبیت قیمت‌ها باشد. در صورت کاهش مجدد و تثبیت ارزش دلار در برابر دیگر ارزها احتمال افزایش قیمت این فلز پایه و همچنین دیگر کالاهای مشابه وجود دارد. این در حالی است که حتی در شرایط فعلی و کاهش محدود قیمت‌ها باز هم می‌توان گفت که قیمت‌های مورد معامله با ویژگی‌های بنیادین بازار در تضاد بوده و هنوز جای کاهش بسیاری دارد. با توجه به این موارد همچنین شرایط خاص اقتصاد جهانی، موجودی انبارها و روند تغییر آنها، شرایط عرضه و تقاضا و... این بازار پتانسیل تغییرات بسیاری را در خود نهفته دارد. با توجه به موارد ذکر شده تحلیل و تفسیر دقیق اتفاقات گذشته کلید حل معادلات این بازار خواهد بود. روند افزایشی قیمت مس در گذشته را می‌توان به دو بخش مجزا تقسیم کرد. افزایش قیمت‌ها در دوره‌های بلند مدت تا میان‌مدت همچنین میان مدت تا کوتاه مدت. در گذشته بلندمدت تا میان مدت شرایط صعودی قیمت‌ها از زیربنایی بنیادین برخوردار بود که به تقویت، تثبیت و سپس تقویت مجدد انجامید. در این بازه زمانی انتظار می‌رفت قیمت‌ها پس از افزایش و رسیدن به سطوح بالای 9000 دلار تثبیت شود؛ اما به افزایش مجدد قیمت‌ها منتهی شد.
دلایل میان مدت و دراز مدت
- روند بهبود اقتصاد جهانی

- جنگ ارزها و کاهش ارزش اکثریت قریب به اتفاق ارزش ارزهای معتبر جهانی و سعی دولت‌ها در کاهش ارزش ارزهای خود
- کاهش ارزش دلار و سعی آمریکا در کاهش ارزش این ارز به عنوان ارز واسطه اصلی در اقتصاد و مبادلات جهانی فلزات پایه
-
شرایط تورمي‌پس از رکود همچنین تزریق شدید منابع مالی توسط دولت‌ها در گذشته و دامن زدن به شرایط تورمي ‌به تبع افزایش پایه پولی جهانی
- شرایط تورمي ‌و حرکت بسیاری از سرمایه‌های سرگردان در جهان به سمت این بازار به دلیل مقابله با کاهش ارزش دارایی‌ها
- افزایش حجم معاملات و افزایش سفته بازی Speculation

- عدم سرمایه‌گذاری جدی در اکتشاف و استخراج به دلیل کاهش شدید قیمت‌ها که به کاهش عرضه انجامید. این مطلب بیشتر در سال 2010 خودنمایی کرد منجر به کاهش موجودی انبارها تا ماه‌های گذشته شد.
- مشکلات تولید بالاخص در بخش‌های پایین دستی در شرایط بد آب و هوایی که به کاهش تولید و افزایش تردید و ترس از عدم عرضه انجامید
- به کار افتادن بسیاری از تولیدکنندگان مقاطع مسی و افزایش تقاضا بالاخص از جانب چین در کنار عدم افزایش جدی حجم عرضه
- افزایش و بالاماندن قیمت نفت به نسبت دیگر کالاها که به افزایش هزینه تولید و قیمت تمام شده این کالا منجر شد
- همکاری و همبستگی تولیدکنندگان بزرگ در کاهش تولید و عرضه مس در کنار بسته شدن بسیاری از معادن کوچک که به افزایش قیمت‌ها انجامید
- کاهش موجودی انبارها در یکسال گذشته تا 13 دسامبر 2010.

به عنوان برآیند تمامي‌موارد بنیادین ذکر شده می‌توان از حجم انبارها در یکسال گذشته یاد کرد که با روندی نزولی شرایط را برای افزایش قیمت‌ها آماده کردند. در حال حاضر روند افزایشی موجودی انبارها در بورس فلزات لندن به سطحی رسیده که در سه ماه و نیم گذشته بی‌سابقه بوده است. این روند صعودی موجوی انبارها جز بورس لندن برای بورس COMEX نیز در 15 روز گذشته ثبت شد. این مطلب به خودی خود پتانسیل قدرتمندی برای کاهش قیمت‌ها است که ثبت شده، اما بازار تاکنون به صورت جدی از آن تبعیت نکرده است. این در حالی است که در روزهای گذشته تغییر جدی در موجودی انبارها حاصل نشده است که حکایت از آرام بودن بازار از لحاظ تغییر در موجودی انبارها و ثبات در شرایط نمودار عرضه و تقاضا مي‌کند. نکته دیگر نوسان شدید ارزش دلار در روزهای گذشته بود که از 33/1 تا 297/1 نوسان داشته یعنی نزدیک به 5/2 درصد تغییر در ارزش دلار. به جرات می‌توان گفت در روزهای گذشته بالاخص 10 روز پیشین غالب نوسان قیمت‌ها متاثر از نوسان ارزش دلار بوده است. این مطلب یعنی تثبیت ارزش دلار می‌تواند به افزایش قیمت‌ها در کوتاه مدت بیانجامد، اما از امتداد چندانی برخوردار نخواهد بود.
قیمت‌ها هم اکنون به گونه‌ای جایگیری کرده‌اند که با واقعیات بنیادین بازار در تناقض است.
هم اکنون به دلیل مشکلات تامین ترس از کمبود این کالا بالاخص در یک‌ماه گذشته افزایش چشمگیری یافته و بسیاری از فعالان بازار این مطلب را مهم‌ترین دلیل افزایش قیمت‌ها دانسته‌اند، اما روند افزایش موجودی انبارها دقیقا در تناقض محض با این طرز فکر است.


آینده کوتاه مدت تا میان مدت
نوسان قیمت‌ها بالاخص در روزهای گذشته به دلیل نوسان ارزش دلار و یوآن چین بود. در روز جمعه و بسته شدن بازار ارزش دلار در برابر یورو به سطوح بسیار بالای 297/1 تا 301/1 دلار در برابر هر یورو رسيده بود. در این زمان نیز قیمت مس با 9399 دلار آمریکا بسته شد. با کاهش قیمت مس در روز جمعه و به میزان 2 درصد می‌توان گفت که برای هفته آینده، هفته‌ای با جو روانی و پتانسیلی نزولی خواهیم داشت. به صورت سنتی و تا آغاز سال نو چینی در ماه فوریه حجم خرید به صورت سنتی بالا خواهد بود. تا این زمان بازار شرایط آرام و ثابتي را پشت سر نخواهد گذاشت. به عبارت بهتر بازار حداکثر تا یک‌ماه آینده پتانسیل نوساناتی هیجانی را در ذات خود نهفته دارد. به جرات می‌توان گفت بازار در این مدت دیوانه (Crazy) خواهد ماند.
با فرض تثبیت قیمت‌ها و کاهش ارزش دلار در کوتاه مدت امکان افزایش قیمت‌ها نیز وجود دارد. با احتساب مس 9590 دلار این مطلب به تنهایی یعنی مس نزدیک به 9800 دلار در هر تن. با فرض احتساب دیگر فاکتورها از جمله افزایش ارزش یوآن و افزایش قدرت خرید در چین، کاهش آرام موجودی انبارها، افزایش تردید و... امکان رسیدن قیمت‌ها تا سطوح نزدیک به 10 هزار دلار دور از ذهن نخواهد بود! با توجه به کاهش شدید قیمت در روز جمعه می‌توان گفت که احتمال افزایش بسيار ضعيف شده است. این در حالی است که پتانسیل کاهش شدید قیمت‌ها نیز وجود دارد.
میان مدت تا دراز مدت
قیمت‌های فعلی با ویژگی‌های بنیادین بازار در تناقض است. هر چند هم اگر این شرایط در کوتاه مدت موثر نباشد در بلند مدت تاثیر خود را خواهد داشت. روند صعودی موجودی انبارها به هر حال به کاهش قیمت‌ها خواهد انجامید. هم اکنون بسیاری از فعالان با سابقه بازار به آرامي‌ در حال خروج از معاملات این کالا بالاخص معاملات آتی هستند. همچنین قیمت‌ها در بورس‌های آتی جهانی نیز مسیر کاهشی با کاهش حجم معاملات همراه می‌باشد. در بورس آتی شانگهای معاملات ماه آوریل با 33 درصد کاهش مواجه شده است. این مطلب موید احتمال کاهش شدید قیمت‌ها است. نکته دیگر نوسان ارزش دلار آمریکا به عنوان ارز واسط جهانی در معاملات فلزات است. هم اکنون ارزش این ارز در بازارهای جهانی و بالاخص در برابر یورو به عنوان معرف با افزایش چشمگیری مواجه شده است. این روند در خصوص ارزش یوآن نیز به صورت متناوب در حال تکرار است. با احتساب ثبات مجدد ارزش دلار و بازگشت به سطوح گذشته افزایش قیمت‌ها قابل پیش‌بینی است. همان‌گونه که ذکر شد احتمال رسیدن قیمت‌ها به بالای 10 هزار دلار متصور است. با توجه به این احتمال همچنین روند آرام صعود موجودی انبارها می‌توان گفت بازار روزهای وخیمي ‌را پیش رو دارد. این مطلب کاهش قیمت‌ها را به دنبال خواهد داشت. کاهش قیمت‌ها تا سطوح نزدیک به 9000 دلار و حتی کمتر از آن چشم‌انداز قیمت‌ها در بازار مس خواهد بود.

دنیای اقتصاد

اصول موفقیت در بازار سهام

اصول موفقیت در بازار سهام

شروين شهرياري

به طور کلی فعالیت موفقیت‌آمیز در بازار سرمایه همانند سایر حوزه‌های شغلی نیازمند صرف زمان و پیگیری مستمر است؛ بنابراین بر خلاف تصور عمومی، فعالیت در بازار سرمایه یک تخصص است و به افراد غیر‌حرفه‌ای توصیه مي‌شود که به منظور کسب بازده مطلوب از بازار سهام، به طور مستقیم وارد عرصه فعالیت نشوند و سرمايه‌گذاري را به طور غير مستقيم از طريق صندوق‌هاي مشترك انجام دهند. با این مقدمه، در ادامه برخی اصول اولیه به منظور موفقیت در مراحل آغازین ورود به بازار سرمایه مورد اشاره قرار گرفته است.
1- یک استراتژی مشخص انتخاب و روي آن تمركز كنيد: سرمایه‌گذاری که روش مشخصی برای خرید سهام نداشته باشد، ممکن است در بلندمدت با زیان مواجه شود. دو روش معمول براي انجام سرمايه‌گذاري در بازار سهام، روش‌هاي تكنيكال و فاندامنتال هستند. به طور خلاصه مي‌توان گفت در تحلیل بنیادی، تحليلگر با استفاده از داده‌های صورت‌های مالی و تجزیه و تحلیل آنها و بررسی پارامترهای اقتصادی موثر و اخبار و طرح‌های توسعه یک شرکت، وضعیت سهام آن را مورد بررسی قرار مي‌دهد. طرفداران نظریه بنیادی معتقدند که «قیمت در بلندمدت به سوی ارزش ذاتی میل مي‌کند.» بنابراین هرگاه در فرآیند ارزش‌گذاری بنیادی سهام، فاصله یا شکاف بین ارزش با قیمت روز ملاحظه کنند، از این مساله برای نتیجه‌گیری در مورد ارزندگی یا عدم‌ارزندگی و متعاقب آن خرید یا فروش سهام استفاده مي‌کنند. به اين ترتیب در تحلیل بنیادی آنچه اهمیت دارد، تشخیص صنایع برتر از لحاظ رشد سودآوری و پس از آن تعیین شركت‌هایی است که در صنایع مذکور دارای وضعیت مناسبی هستند. تحلیل بنیادی معمولا بر اطلاعات صورت‌های مالی تمرکز دارد و از این طریق مي‌تواند ارزش‌گذاری سهام مختلف را انجام دهد.اما تحلیل تکنیکی با مطالعه قيمت‌های گذشته و حجم مبادلات، حركت‌های آینده قیمت سهم را پیش‌بيني مي‌کند. اساس این تحلیل‌ها بر استفاده از نمودار و رابطه‌های ریاضی متمرکز است تا به اين نحو با کشف روندهای تغییر قیمت، فرصت‌های خرید و فروش مشخص شود؛ بنابراین مي‌توان گفت: «تحلیل تکنیکی، فرآیند مطالعه و تحلیل قيمت‌های تاریخی سهام در جهت تعیین قيمت‌های احتمالی آینده است». در خصوص موفقیت این روش‌ها باید گفت که در هر دو زمینه، نمونه‌های بسیار موفق از افراد تحليلگر و سرمایه‌گذار چه در زمینه بنیادی و چه تکنیکی در بازارهای مالی جهان وجود دارد و از آنجا که اساسا منشا ایجاد دو روش با یکدیگر متفاوت است، نمی‌توان برتری خاصی برای هر یک از دو روش نسبت به دیگری قائل شد.
به عنوان یک رهنمود کلی، روشی ترکیبی را مي‌توان مطرح کرد که از نظر نگارنده برای فعالیت سرمایه‌گذاران در بازار سهام راهگشا است؛ براساس این روش، ابتدا ارزندگی سهام یک شرکت با روش تحلیل بنیادی مورد تایید قرار مي‌گیرد و سپس با تحلیل تکنیکال زمان مناسب خرید یا فروش تشخیص داده مي‌شود. به اين ترتیب گستره بررسی تکنیکی، تنها بر سهام شركت‌هایی محدود مي‌شود که با پارامترهای تحلیل بنیادی قبلا تایید شده‌اند. البته به‌کارگیری این روش نیازمند تسلط نسبی بر مباحث تحلیل بنیادی و تکنیکی به صورت توامان مي‌باشد.
2- دید بلندمدت داشته باشید: درگیر شدن در ديدگاه كوتاه‌مدت و فرآیند نوسان‌گیری در بازار سهام علاوه بر نیاز به مهارت و دقت زیاد و لزوم ارتباط نزديك با معامله گران شركت‌هاي كارگزاري، اضطراب مضاعفی را بر فرد تحمیل مي‌کند و در صورتی که درصد بزرگی از کل سرمایه به اين استرات‍ژي اختصاص یابد، اغلب نتیجه مطلوبی را عاید سرمایه‌گذار نمي‌کند. نوسان‌گیری باعث مي‌شود مبالغی تحت عنوان کارمزد، مالیات و... پرداخت شوند که هر چند ممکن است کوچک به نظر برسد، اما با تکرار این روند، تبدیل به ارقام هنگفتی در بلندمدت مي‌شوند. فردی که با نوسانات بازار همراه است، قیمت‌های لحظه‌ای و صف‌های خرید و فروش را دنبال مي‌کند و تصمیمات خود را نیز بر همین مبنا اتخاذ مي‌کند. تفاوت اصلی در اینجا این است که معاملات سرمایه‌گذاران حرفه‌ای براساس رشد یا کاهش ارزش برآوردی آنها از سهام یک شرکت انجام مي‌شود؛ اما نوسان‌گیران در روشی معکوس، بر اساس رشد یا کاهش قیمت سهم، تصمیمات خرید و فروش را اتخاذ مي‌کنند. واقعیت این است که قواعد نوسان‌گیری آسان و سریع است و با جو بازار تغییر مي‌کند، اما قوانین سرمایه‌گذاری حرفه‌ای، پیچیده است و فرد باید با تلاش و صرف وقت زیاد، دانش حسابداری و تحلیل بنیادی و تکنیکی را در خود تقویت کند. به همین علت است که تعداد نوسان‌گیران در بازار سرمایه زیاد و تعداد سرمایه‌گذاران حرفه‌ای بسیار کم است، اما مطالعه تاریخچه سرمایه‌گذاران موفق نشان مي‌دهد که دنباله روی از جو بازار باعث کسب سودهای کلان نمي‌شود و بازدهی‌های بزرگ معمولابا خرید و نگهداری سهام ارزنده و ارزان در افق زمانی بلندمدت اتفاق مي‌افتند.
3- زمان ورود و خروج را مشخص کنید: بسیاری از سرمایه‌گذاران سهام مرغوب بازار را به درستی تشخیص می‌دهند اما در تعیین زمان سرمایه‌گذاری اشتباه می‌کنند. اگر سرمایه‌گذار زمان صحیح برای ورود و خروج به سرمايه‌گذاري‌هاي مختلف را تشخيص ندهد، پس از مدتي با زيان و كاهش سرمايه مواجه مي‌شود.
خرید سهام در کف قیمت و فروش در سقف قیمتی از نظر تئوریک ایده معقولي است، ولی اجراي آن در عمل به علت وجود «طمع» و «ترس» در سرمایه‌گذاران مشکل است. واقعيت اين است كه نوسانات در بازار سهام معمولا فريبنده و اغواكننده هستند. وقتي بازار در مسير صعود قرار مي‌گيرد، بيش از هر چيز اخبار مثبت و دلگرم كننده توسط عوامل بازار (رسانه‌ها، كارگزاران، فعالان روزانه تالار معاملات و...) منتشر مي‌شود و سرمايه‌گذاران را تشويق به خريد هر چه بيشتر سهام مي‌كند. اصولا تشكيل حباب در بازارهاي سهام نيز از همين روند پيروي مي‌كند. هر چه قيمت‌ها بيشتر رشد مي‌كند، حجم معاملات نيز افزايش مي‌يابد، زيرا انگيزه عرضه در بسياري از سهامداران (به ويژه نهادهاي حقوقي، دولت و...) تقويت مي‌شود. از سوي ديگر خوش‌بيني مورد اشاره باعث مي‌شود تا سرمايه‌گذاران به خريد هر چه بيشتر سهام روي آورند و به تدريج سبد سرمايه‌گذاران مملو از سهامي مي‌شود كه اكثرا قيمتشان از ارزش ذاتي بيشتر است. در اينجا يك پديده متناقض رخ مي‌دهد؛ هر مقدار نقدينگي در بازار ناياب‌تر مي‌شود (صرف خريد سهام مي‌شود) انتظار و خوش‌بيني نسبت به تشديد روند صعودي نيز بيشتر مي‌شود. اين روند در نهايت منجر به ايجاد شكاف بين عرضه و تقاضا و آغاز روند نزولي بازار مي‌شود. با چرخش بازار معمولا حجم عرضه‌ها بسیار زياد مي‌شود، زيرا تعداد زيادي از سرمايه‌گذاران وجود دارند كه در قيمت‌هاي پايين‌تر خريد كرده و خواهان شناسايي سود و فرار از تبعات آغاز يك روند نزولي هستند. طبيعي است كه اتخاذ تصميم فروش در زماني كه همه خريدار هستند، اقدامي بسيار دشوار و نيازمند شجاعت فراوان است، اما تاريخچه بورس‌ها، مملو از خاطراتي است كه در آن سرمايه‌گذاران حرفه‌اي به طمع اندكي سود بيشتر (با خريد يا عدم‌فروش سهام گران) ضررهاي هنگفتي متحمل شده‌اند. همچنین در بازارهاي نزولي همواره ترس از ضرر بيشتر وجود دارد و اين مساله اتخاذ تصمیم خرید را دشوار مي‌كند، اما بايد دانست جو بازارهاي نزولي معمولا موقعيت‌هاي استثنايي زيادي ايجاد مي‌كند كه برندگان اين موقعيت‌ها، در نهايت خریداران پر تجربه هستند. بر اين اساس مي‌توان نتيجه گرفت كه كنترل نوسانات بازار از عهده سرمايه‌گذاران خارج است، اما تدوين استراتژي سرمايه‌گذاري و تعیین نقاط دقیق ورود و خروج به لحاظ قیمتی و پايبند بودن به آن كاري است كه از عهده تك‌تك افراد ساخته است و در صورتي كه اين روش جايگزين تقليد از عرف بازار و نوسانات روزمره آن شود، مي‌توان به کسب بازدهي معقول و رضايت بخش در طول زمان امیدوار بود.
4- به شایعات بازار اتکا نکنید: تجربه نشان می‌دهد که در جریان فراز و فرود بازار سهام، اغلب بیش از هر چیز شایعات، اخبار و تحلیل‌های «نادرست» به سرمایه‌گذاران مخابره می‌شود. بسیاری از تحلیلگران و منابع خبری ممکن است در زمان اوج قیمت بنابر دیدگاه خود سرمایه‌گذاران را خواسته یا ناخواسته تشویق به خرید کنند یا در شرایط افت قیمت سهام، اخباری به بازار می‌رسد که از به کف رسیدن قیمت‌ها و آغاز رشد سهام در آینده نزدیک خبر می‌دهد. به ویژه در مورد سهام شرکت‌هایی که بعدها سقوط‌های سنگین را تجربه کرده‌اند. در اين شرايط به طور مکرر چنین شایعاتی منتشر شده که تنها گذشت زمان، نادرستی آنها را ثابت کرده است؛ بنابراين مهم‌ترین اصل سرمایه‌گذاری در هر بازار مالی از نظر نگارنده این است که سرمایه‌گذار شخصا با مبانی علمی سرمایه‌گذاری آشنا شود و بتواند در بازار با استراتژی خود و نه بر مبنای توصیه دیگران عمل کند. البته ممکن است در برخی موارد تکیه بر صحبت‌های دیگران سودآور باشد، ولی این عمل فرد را از تبدیل شدن به یک سرمایه‌گذار آگاه باز می‌دارد و این آگاهی تنها رمز موفقیت در بلندمدت است.
5- سبد سهام تشکیل دهید: اصل مهمي‌ که هر سرمایه‌گذار بازار سهام باید مد نظر قرار دهد، متنوع کردن سرمایه‌گذاری‌ها و تشکیل سبد سهام (پرتفوی) به منظور کنترل ریسک سرمایه‌گذاری است. به اين ترتیب روشی که سرمایه‌گذار در پیش مي‌گیرد مبتنی بر تشکیل یک سبد از سهامي‌ است که مورد مطالعه و تحلیل قرار گرفته است. اگر چه شاید به نظر برسد ایجاد تنوع در سرمایه‌گذاری، بازدهی را محدود مي‌کند، اما تجربه نشان داده است که در بلند‌مدت کفه ترازوی بازدهی پایدار به نفع کسانی است که به جای تمرکز بر تک سهم‌ها، سبد سهام تشکیل داده‌اند. شایان ذکر است روش‌های زیادی برای تشکیل سبد سهام وجود دارد که آنچه ذیلا مورد اشاره قرار مي‌گیرد تنها یک روش پیشنهادی بر مبنای دیدگاه فاندامنتال است.
اول: انتخاب صنایع برتر، دوم: تعیین سهم سرمايه‌گذاری هر یک از صنایع در سبد و سوم: انتخاب یک یا چند شرکت از صنایع منتخب.
در انتخاب صنایع باید نکات زیر مورد توجه قرار گیرد:1 – مطالعه بازدهی متوسط صنعت در چند سال گذشته که محاسبه این بازدهی مي‌تواند با استخراج داده‌های تاریخی شاخص صنعت مربوطه (از سایت‌های اطلاع‌رسانی) انجام پذیرد 2 - محاسبه متوسط حاشیه سود صنعت در چند سال اخیر و روند تغییرات آن 3 - روند عرضه و تقاضا در تولیدات صنعت‌، رقبا، قیمت و نحوه نرخ‌گذاری محصولات و ... 4 - روند تغییرات سود دهی میانگین شركت‌های صنعت 5 - مطالعه ریسک‌های سیستماتیک صنعت (ریسک سیاسی- ریسک تغییر نرخ بهره- ریسک تغییرات نرخ ارز –ریسک تصمیمات دولتی و …).
با توجه به عوامل فوق چند صنعت برای سرمايه‌گذاری انتخاب مي‌شود و با توجه به مطلوبیت هر صنعت براساس نتایج بررسی‌های فوق‌، درصد تخصیص سرمایه به هر کدام تعیین مي‌شود. سپس در هر صنعت منتخب‌، یک یا چند شرکت برای سرمايه‌گذاری انتخاب مي‌‌شود.
در انتخاب شركت‌های برتر‌، علاوه بر عوامل فوق، باید مواردی همچون قابلیت نقدشوندگی، میزان سهام شناور آزاد، ترکیب سهامداران، ثبات نسبی سودآوری در سال‌های گذشته‌ و طرح‌های توسعه شرکت نیز باید مدنظر قرار گیرد. علاوه بر آن، بررسی روند تغییرات حجم فروش و سودآوری و بازده قیمت سهام شرکت در گذشته نیز اهمیت زیادی دارد. گام آخر نیز به منظور انتخاب سهام برتر از صنایع منتخب مي‌تواند تجزیه و تحلیل نسبت‌های مالی، ضریب بتا (ریسک سیستماتیک) و مقایسه نسبت P/E شركت‌ها در یک صنعت باشد. بدیهی است که هر سرمايه‌گذار برای طی موفقیت‌آمیز مراحل فوق، نیازمند مجهز شدن به دانش بنیادی تحلیل سهام است.
در پایان خاطرنشان می‌سازد توصیه‌های فوق به صورت عمومی مطرح شده و نمی‌توانند در کلیه شرایط مبنای تصمیم‌گیری قرار گیرند.