X
تبلیغات
بامداد

جملاتی زیبا درباره تجارت

درآمد: هیچگاه روی یک درآمد تکیه نکنید، برای ایجاد منبع دوم درآمد سرمایه گذاری کنید.

خرج: اگر چیزهایی را بخرید که نیاز ندارید، بزودی مجبور خواهید شد چیزهایی را بفروشید که به آنها نیاز دارید.

پس‌انداز: آنچه که بعد از خرج کردن می ماند را پس انداز نکنید، آنچه را که بعد از پس انداز کردن می ماند خرج کنید.
ریسک: هرگز عمق یک رودخانه را با هر دو پا آزمایش نکنید.

سرمایه‌گذاری:همه تخم مرغ ها را در یک سبد قرار ندهید.

انتظارات: صداقت هدیه بسیار ارزشمندی است، آن را از انسانهای کم ارزش انتظار نداشته باشید.

+ نوشته شده توسط کیومرث در دوشنبه یازدهم دی 1391 و ساعت 22:16 |

1- فرصت‌هايي را مي‌بينند و پيدا مي‌كنند كه ديگران آنها را نمي‌بينند.

2- از مشكلات درس مي‌گيرند، در حالي كه ديگران فقط مشكلات را مي‌بينند.

3- روي راه‌حل‌ها تمركز مي‌كنند.

4- هوشيارانه و روشمندانه موفقيت‌شان را مي‌سازند، در زماني كه ديگران آرزو مي‌كنند موفقيت به سراغ‌شان‌ آيد.

5- مثل بقيه ترس‌هايي دارند ولي اجازه نمي‌دهند ترس آنها را كنترل و محدود كند.

6- سوالات درست را به شيوه صحيح از خود مي‌پرسند. سوال‌هايي كه آنها را در مسير مثبت ذهني و روحي قرار مي‌دهد.

7- به ندرت از چيزي شكايت مي‌كنند و انرژي‌شان را به خاطر آن از دست نمي‌دهند. همه چيزي كه شكايت كردن باعث آن است فقط قرار دادن فرد در مسير منفي‌بافي و بي‌ثمر بودن است.

8- سرزنش نمي‌كنند (واقعا فايده‌اش چيست؟- آنها مسووليت كارهايشان و نتايج كارهايشان را تماما به عهده مي‌گيرند.

9- وقتي ناچارند از ظرفيتي بيش از حد ظرفيت‌شان استفاده كنند هميشه راهي را براي بالا بردن ظرفيت‌شان پيدا مي‌كنند و بيشتر از ظرفيت‌شان از خود توقع دارند. آنها از آنچه دارند به نحو كارآمدتري استفاده مي‌كنند.

10- هميشه مشغول، فعال و سازنده هستند. هنگامي كه اغلب افراد در حال استراحت هستند آنها برنامه‌ريزي کرده و فكر مي‌كنند تا وقتي كه كارشان را انجام مي‌دهند استرس كمتري داشته باشند.

11- خودشان را با افرادي كه با آنها هم فكر هستند، متحد مي‌كنند. آنها اهميت و ارزش قسمتي از يك گروه بودن را مي‌دانند.

12- بلندپرواز هستند و دوست دارند حيرت‌انگيز باشند. آنها هوشيارانه انتخاب مي‌كنند تا بهترين نوع زندگي را داشته باشند و نمي‌گذارند زندگي‌شان اتوماتيك‌وار سپري شود.

13- به‌وضوح و دقيقا مي‌دانند كه چه چيزي در زندگي مي‌خواهند و چه نمي‌خواهند. آنها بهترين واقعيت را دقيقا براي خودشان مجسم و طراحي مي‌كنند به جاي اينكه صرفا تماشاگر زندگي باشند.

14- بيشتر از آنكه تقليد كنند، نوآوري مي‌كنند.

15- در انجام كارهايشان امروز و فردا نمي‌كنند و زندگي‌شان را در انتظار رسيدن بهترين زمان براي انجام كاري از دست نمي‌دهند.

16- آنها دانش‌آموزان مدرسه زندگي هستند و همواره براي يادگيري روي خودشان كار مي‌كنند.
آنها از راه‌هاي مختلفي مثل تحصيلات آموزشگاهي، ديدن و شنيدن، پرسيدن، خواندن و تجربه كردن ياد مي‌گيرند.

17- هميشه نيمه پر ليوان را مي‌بينند و توانايي پيدا كردن راه درست را دارند.

18- دقيقا مي‌دانند كه چه كاري بايد انجام دهند و زندگي‌شان را با از شاخه‌اي به شاخه‌اي ديگر پريدن از دست نمي‌دهند.

19- ريسك‌هاي حساب‌شده‌اي انجام مي‌دهند؛ ريسك‌هاي مالي، احساسي و شغلي.

20- با مشكلات و چالش‌هايي كه برايشان پيش مي‌آيد سريع و تاثيرگذار روبه‌رو مي‌شوند و هيچ وقت در مقابل مشكلات سرشان را زير برف نمي‌كنند. با چالش‌ها روبه‌رو مي‌شوند و از آنها براي پيشرفت خودشان بهره مي‌برند.

21- منتظر قسمت و سرنوشت و شانس نمي‌مانند تا آينده‌شان را رقم بزند. آنها بر اين باورند كه با تعهد و تلاش و فعاليت، بهترين زندگي را براي خودشان مي‌سازند.

22- وقتي بيشتر مردم كاري نمي‌كنند؛ آنها مشغول فعاليت هستند. آنها قبل از اينكه مجبور به كاري بشوند، عمل مي‌كنند.

23- بيشتر از افراد معمولي روي احساسات‌شان كنترل دارند. آنها همان احساساتي را دارند كه ما داريم ولي هيچ‌گاه برده احساسات‌شان نمي‌شوند.

24- ارتباط‌گرهاي خوبي هستند و روي رابطه‌ها كار مي‌كنند.

25- براي زندگي‌شان برنامه دارند و سعي مي‌كنند برنامه‌شان را عملي كنند. زندگي آنها از كارهاي برنامه‌ريزي نشده و نتايج اتفاقي عاري است.

26- در زماني كه بيشتر مردم به هر قيمتي مي‌خواهند از رنج كشيدن و بودن در شرايط سخت اجتناب كنند، افراد موفق قدر و ارزش كار كردن و بودن در شرايط سخت را مي‌فهمند.

27- ارزش‌هاي زندگي‌شان معلوم است و زندگي‌شان را روي همان ارزش‌ها بنا مي‌كنند.

28- تعادل دارند. وقتي از لحاظ مالي موفق هستند، مي‌دانند كه پول و موفقيت مترادف هم نيستند. آنها مي‌دانند افرادي كه فقط از نظر مالي در سطح مطلوبي قرار دارند، موفق نيستند. اين در حالي است كه خيلي‌ها خيال مي‌كنند پول همان موفقيت است. ولي آنها دريافته‌اند كه پول هم مثل بقيه چيزها يك وسيله است براي دستيابي به موفقيت.

29- اهميت كنترل داشتن روي خود را درك كرده‌اند. آنها قوي هستند و از اينكه راهي را مي‌روند كه كمتر كسي مي‌تواند برود، شاد مي‌شوند.

30- از خودشان مطمئن هستند.

+ نوشته شده توسط کیومرث در دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390 و ساعت 23:33 |

بیم و امید در بازار مس

محمدحسين بابالو - بازار مس در روزها و هفته‌های گذشته نوسانات بسیاری را تجربه کرده است.

شرایط عمومي ‌این بازار از کاهش قیمت‌ها در میان مدت تا دراز مدت حکایت دارد؛ اما در شرایط کنونی احتمال افزایش مجدد قیمت‌ها به صورت مقطعی نیز دور از ذهن نیست. قیمت مس در بورس فلزات لندن LME نزدیک به 6 ماه است که با برآیندی صعودی در حال حرکت است. این در حالی است که در روزهای گذشته شاهد کاهش آرام قیمت مس در کنار دیگر فلزات پایه همچنین نفت و طلا بودیم. دلیل اصلی این امر افزایش شدید ارزش دلار به تبع آمارهای مثبت اقتصادی آمریکا بود. این افزایش حتی تا 2907/1 دلار در برابر هر یورو نیز رسید. با توجه به این موارد می‌توان گفت که این کاهش قیمت‌ها نه یک قیمت واقعی بلکه تعدیل و شاید تثبیت قیمت‌ها باشد. در صورت کاهش مجدد و تثبیت ارزش دلار در برابر دیگر ارزها احتمال افزایش قیمت این فلز پایه و همچنین دیگر کالاهای مشابه وجود دارد. این در حالی است که حتی در شرایط فعلی و کاهش محدود قیمت‌ها باز هم می‌توان گفت که قیمت‌های مورد معامله با ویژگی‌های بنیادین بازار در تضاد بوده و هنوز جای کاهش بسیاری دارد. با توجه به این موارد همچنین شرایط خاص اقتصاد جهانی، موجودی انبارها و روند تغییر آنها، شرایط عرضه و تقاضا و... این بازار پتانسیل تغییرات بسیاری را در خود نهفته دارد. با توجه به موارد ذکر شده تحلیل و تفسیر دقیق اتفاقات گذشته کلید حل معادلات این بازار خواهد بود. روند افزایشی قیمت مس در گذشته را می‌توان به دو بخش مجزا تقسیم کرد. افزایش قیمت‌ها در دوره‌های بلند مدت تا میان‌مدت همچنین میان مدت تا کوتاه مدت. در گذشته بلندمدت تا میان مدت شرایط صعودی قیمت‌ها از زیربنایی بنیادین برخوردار بود که به تقویت، تثبیت و سپس تقویت مجدد انجامید. در این بازه زمانی انتظار می‌رفت قیمت‌ها پس از افزایش و رسیدن به سطوح بالای 9000 دلار تثبیت شود؛ اما به افزایش مجدد قیمت‌ها منتهی شد.
دلایل میان مدت و دراز مدت
- روند بهبود اقتصاد جهانی

- جنگ ارزها و کاهش ارزش اکثریت قریب به اتفاق ارزش ارزهای معتبر جهانی و سعی دولت‌ها در کاهش ارزش ارزهای خود
- کاهش ارزش دلار و سعی آمریکا در کاهش ارزش این ارز به عنوان ارز واسطه اصلی در اقتصاد و مبادلات جهانی فلزات پایه
-
شرایط تورمي‌پس از رکود همچنین تزریق شدید منابع مالی توسط دولت‌ها در گذشته و دامن زدن به شرایط تورمي ‌به تبع افزایش پایه پولی جهانی
- شرایط تورمي ‌و حرکت بسیاری از سرمایه‌های سرگردان در جهان به سمت این بازار به دلیل مقابله با کاهش ارزش دارایی‌ها
- افزایش حجم معاملات و افزایش سفته بازی Speculation

- عدم سرمایه‌گذاری جدی در اکتشاف و استخراج به دلیل کاهش شدید قیمت‌ها که به کاهش عرضه انجامید. این مطلب بیشتر در سال 2010 خودنمایی کرد منجر به کاهش موجودی انبارها تا ماه‌های گذشته شد.
- مشکلات تولید بالاخص در بخش‌های پایین دستی در شرایط بد آب و هوایی که به کاهش تولید و افزایش تردید و ترس از عدم عرضه انجامید
- به کار افتادن بسیاری از تولیدکنندگان مقاطع مسی و افزایش تقاضا بالاخص از جانب چین در کنار عدم افزایش جدی حجم عرضه
- افزایش و بالاماندن قیمت نفت به نسبت دیگر کالاها که به افزایش هزینه تولید و قیمت تمام شده این کالا منجر شد
- همکاری و همبستگی تولیدکنندگان بزرگ در کاهش تولید و عرضه مس در کنار بسته شدن بسیاری از معادن کوچک که به افزایش قیمت‌ها انجامید
- کاهش موجودی انبارها در یکسال گذشته تا 13 دسامبر 2010.

به عنوان برآیند تمامي‌موارد بنیادین ذکر شده می‌توان از حجم انبارها در یکسال گذشته یاد کرد که با روندی نزولی شرایط را برای افزایش قیمت‌ها آماده کردند. در حال حاضر روند افزایشی موجودی انبارها در بورس فلزات لندن به سطحی رسیده که در سه ماه و نیم گذشته بی‌سابقه بوده است. این روند صعودی موجوی انبارها جز بورس لندن برای بورس COMEX نیز در 15 روز گذشته ثبت شد. این مطلب به خودی خود پتانسیل قدرتمندی برای کاهش قیمت‌ها است که ثبت شده، اما بازار تاکنون به صورت جدی از آن تبعیت نکرده است. این در حالی است که در روزهای گذشته تغییر جدی در موجودی انبارها حاصل نشده است که حکایت از آرام بودن بازار از لحاظ تغییر در موجودی انبارها و ثبات در شرایط نمودار عرضه و تقاضا مي‌کند. نکته دیگر نوسان شدید ارزش دلار در روزهای گذشته بود که از 33/1 تا 297/1 نوسان داشته یعنی نزدیک به 5/2 درصد تغییر در ارزش دلار. به جرات می‌توان گفت در روزهای گذشته بالاخص 10 روز پیشین غالب نوسان قیمت‌ها متاثر از نوسان ارزش دلار بوده است. این مطلب یعنی تثبیت ارزش دلار می‌تواند به افزایش قیمت‌ها در کوتاه مدت بیانجامد، اما از امتداد چندانی برخوردار نخواهد بود.
قیمت‌ها هم اکنون به گونه‌ای جایگیری کرده‌اند که با واقعیات بنیادین بازار در تناقض است.
هم اکنون به دلیل مشکلات تامین ترس از کمبود این کالا بالاخص در یک‌ماه گذشته افزایش چشمگیری یافته و بسیاری از فعالان بازار این مطلب را مهم‌ترین دلیل افزایش قیمت‌ها دانسته‌اند، اما روند افزایش موجودی انبارها دقیقا در تناقض محض با این طرز فکر است.


آینده کوتاه مدت تا میان مدت
نوسان قیمت‌ها بالاخص در روزهای گذشته به دلیل نوسان ارزش دلار و یوآن چین بود. در روز جمعه و بسته شدن بازار ارزش دلار در برابر یورو به سطوح بسیار بالای 297/1 تا 301/1 دلار در برابر هر یورو رسيده بود. در این زمان نیز قیمت مس با 9399 دلار آمریکا بسته شد. با کاهش قیمت مس در روز جمعه و به میزان 2 درصد می‌توان گفت که برای هفته آینده، هفته‌ای با جو روانی و پتانسیلی نزولی خواهیم داشت. به صورت سنتی و تا آغاز سال نو چینی در ماه فوریه حجم خرید به صورت سنتی بالا خواهد بود. تا این زمان بازار شرایط آرام و ثابتي را پشت سر نخواهد گذاشت. به عبارت بهتر بازار حداکثر تا یک‌ماه آینده پتانسیل نوساناتی هیجانی را در ذات خود نهفته دارد. به جرات می‌توان گفت بازار در این مدت دیوانه (Crazy) خواهد ماند.
با فرض تثبیت قیمت‌ها و کاهش ارزش دلار در کوتاه مدت امکان افزایش قیمت‌ها نیز وجود دارد. با احتساب مس 9590 دلار این مطلب به تنهایی یعنی مس نزدیک به 9800 دلار در هر تن. با فرض احتساب دیگر فاکتورها از جمله افزایش ارزش یوآن و افزایش قدرت خرید در چین، کاهش آرام موجودی انبارها، افزایش تردید و... امکان رسیدن قیمت‌ها تا سطوح نزدیک به 10 هزار دلار دور از ذهن نخواهد بود! با توجه به کاهش شدید قیمت در روز جمعه می‌توان گفت که احتمال افزایش بسيار ضعيف شده است. این در حالی است که پتانسیل کاهش شدید قیمت‌ها نیز وجود دارد.
میان مدت تا دراز مدت
قیمت‌های فعلی با ویژگی‌های بنیادین بازار در تناقض است. هر چند هم اگر این شرایط در کوتاه مدت موثر نباشد در بلند مدت تاثیر خود را خواهد داشت. روند صعودی موجودی انبارها به هر حال به کاهش قیمت‌ها خواهد انجامید. هم اکنون بسیاری از فعالان با سابقه بازار به آرامي‌ در حال خروج از معاملات این کالا بالاخص معاملات آتی هستند. همچنین قیمت‌ها در بورس‌های آتی جهانی نیز مسیر کاهشی با کاهش حجم معاملات همراه می‌باشد. در بورس آتی شانگهای معاملات ماه آوریل با 33 درصد کاهش مواجه شده است. این مطلب موید احتمال کاهش شدید قیمت‌ها است. نکته دیگر نوسان ارزش دلار آمریکا به عنوان ارز واسط جهانی در معاملات فلزات است. هم اکنون ارزش این ارز در بازارهای جهانی و بالاخص در برابر یورو به عنوان معرف با افزایش چشمگیری مواجه شده است. این روند در خصوص ارزش یوآن نیز به صورت متناوب در حال تکرار است. با احتساب ثبات مجدد ارزش دلار و بازگشت به سطوح گذشته افزایش قیمت‌ها قابل پیش‌بینی است. همان‌گونه که ذکر شد احتمال رسیدن قیمت‌ها به بالای 10 هزار دلار متصور است. با توجه به این احتمال همچنین روند آرام صعود موجودی انبارها می‌توان گفت بازار روزهای وخیمي ‌را پیش رو دارد. این مطلب کاهش قیمت‌ها را به دنبال خواهد داشت. کاهش قیمت‌ها تا سطوح نزدیک به 9000 دلار و حتی کمتر از آن چشم‌انداز قیمت‌ها در بازار مس خواهد بود.

دنیای اقتصاد

+ نوشته شده توسط کیومرث در جمعه بیست و چهارم دی 1389 و ساعت 21:51 |

اصول موفقیت در بازار سهام

شروين شهرياري

به طور کلی فعالیت موفقیت‌آمیز در بازار سرمایه همانند سایر حوزه‌های شغلی نیازمند صرف زمان و پیگیری مستمر است؛ بنابراین بر خلاف تصور عمومی، فعالیت در بازار سرمایه یک تخصص است و به افراد غیر‌حرفه‌ای توصیه مي‌شود که به منظور کسب بازده مطلوب از بازار سهام، به طور مستقیم وارد عرصه فعالیت نشوند و سرمايه‌گذاري را به طور غير مستقيم از طريق صندوق‌هاي مشترك انجام دهند. با این مقدمه، در ادامه برخی اصول اولیه به منظور موفقیت در مراحل آغازین ورود به بازار سرمایه مورد اشاره قرار گرفته است.
1- یک استراتژی مشخص انتخاب و روي آن تمركز كنيد: سرمایه‌گذاری که روش مشخصی برای خرید سهام نداشته باشد، ممکن است در بلندمدت با زیان مواجه شود. دو روش معمول براي انجام سرمايه‌گذاري در بازار سهام، روش‌هاي تكنيكال و فاندامنتال هستند. به طور خلاصه مي‌توان گفت در تحلیل بنیادی، تحليلگر با استفاده از داده‌های صورت‌های مالی و تجزیه و تحلیل آنها و بررسی پارامترهای اقتصادی موثر و اخبار و طرح‌های توسعه یک شرکت، وضعیت سهام آن را مورد بررسی قرار مي‌دهد. طرفداران نظریه بنیادی معتقدند که «قیمت در بلندمدت به سوی ارزش ذاتی میل مي‌کند.» بنابراین هرگاه در فرآیند ارزش‌گذاری بنیادی سهام، فاصله یا شکاف بین ارزش با قیمت روز ملاحظه کنند، از این مساله برای نتیجه‌گیری در مورد ارزندگی یا عدم‌ارزندگی و متعاقب آن خرید یا فروش سهام استفاده مي‌کنند. به اين ترتیب در تحلیل بنیادی آنچه اهمیت دارد، تشخیص صنایع برتر از لحاظ رشد سودآوری و پس از آن تعیین شركت‌هایی است که در صنایع مذکور دارای وضعیت مناسبی هستند. تحلیل بنیادی معمولا بر اطلاعات صورت‌های مالی تمرکز دارد و از این طریق مي‌تواند ارزش‌گذاری سهام مختلف را انجام دهد.اما تحلیل تکنیکی با مطالعه قيمت‌های گذشته و حجم مبادلات، حركت‌های آینده قیمت سهم را پیش‌بيني مي‌کند. اساس این تحلیل‌ها بر استفاده از نمودار و رابطه‌های ریاضی متمرکز است تا به اين نحو با کشف روندهای تغییر قیمت، فرصت‌های خرید و فروش مشخص شود؛ بنابراین مي‌توان گفت: «تحلیل تکنیکی، فرآیند مطالعه و تحلیل قيمت‌های تاریخی سهام در جهت تعیین قيمت‌های احتمالی آینده است». در خصوص موفقیت این روش‌ها باید گفت که در هر دو زمینه، نمونه‌های بسیار موفق از افراد تحليلگر و سرمایه‌گذار چه در زمینه بنیادی و چه تکنیکی در بازارهای مالی جهان وجود دارد و از آنجا که اساسا منشا ایجاد دو روش با یکدیگر متفاوت است، نمی‌توان برتری خاصی برای هر یک از دو روش نسبت به دیگری قائل شد.
به عنوان یک رهنمود کلی، روشی ترکیبی را مي‌توان مطرح کرد که از نظر نگارنده برای فعالیت سرمایه‌گذاران در بازار سهام راهگشا است؛ براساس این روش، ابتدا ارزندگی سهام یک شرکت با روش تحلیل بنیادی مورد تایید قرار مي‌گیرد و سپس با تحلیل تکنیکال زمان مناسب خرید یا فروش تشخیص داده مي‌شود. به اين ترتیب گستره بررسی تکنیکی، تنها بر سهام شركت‌هایی محدود مي‌شود که با پارامترهای تحلیل بنیادی قبلا تایید شده‌اند. البته به‌کارگیری این روش نیازمند تسلط نسبی بر مباحث تحلیل بنیادی و تکنیکی به صورت توامان مي‌باشد.
2- دید بلندمدت داشته باشید: درگیر شدن در ديدگاه كوتاه‌مدت و فرآیند نوسان‌گیری در بازار سهام علاوه بر نیاز به مهارت و دقت زیاد و لزوم ارتباط نزديك با معامله گران شركت‌هاي كارگزاري، اضطراب مضاعفی را بر فرد تحمیل مي‌کند و در صورتی که درصد بزرگی از کل سرمایه به اين استرات‍ژي اختصاص یابد، اغلب نتیجه مطلوبی را عاید سرمایه‌گذار نمي‌کند. نوسان‌گیری باعث مي‌شود مبالغی تحت عنوان کارمزد، مالیات و... پرداخت شوند که هر چند ممکن است کوچک به نظر برسد، اما با تکرار این روند، تبدیل به ارقام هنگفتی در بلندمدت مي‌شوند. فردی که با نوسانات بازار همراه است، قیمت‌های لحظه‌ای و صف‌های خرید و فروش را دنبال مي‌کند و تصمیمات خود را نیز بر همین مبنا اتخاذ مي‌کند. تفاوت اصلی در اینجا این است که معاملات سرمایه‌گذاران حرفه‌ای براساس رشد یا کاهش ارزش برآوردی آنها از سهام یک شرکت انجام مي‌شود؛ اما نوسان‌گیران در روشی معکوس، بر اساس رشد یا کاهش قیمت سهم، تصمیمات خرید و فروش را اتخاذ مي‌کنند. واقعیت این است که قواعد نوسان‌گیری آسان و سریع است و با جو بازار تغییر مي‌کند، اما قوانین سرمایه‌گذاری حرفه‌ای، پیچیده است و فرد باید با تلاش و صرف وقت زیاد، دانش حسابداری و تحلیل بنیادی و تکنیکی را در خود تقویت کند. به همین علت است که تعداد نوسان‌گیران در بازار سرمایه زیاد و تعداد سرمایه‌گذاران حرفه‌ای بسیار کم است، اما مطالعه تاریخچه سرمایه‌گذاران موفق نشان مي‌دهد که دنباله روی از جو بازار باعث کسب سودهای کلان نمي‌شود و بازدهی‌های بزرگ معمولابا خرید و نگهداری سهام ارزنده و ارزان در افق زمانی بلندمدت اتفاق مي‌افتند.
3- زمان ورود و خروج را مشخص کنید: بسیاری از سرمایه‌گذاران سهام مرغوب بازار را به درستی تشخیص می‌دهند اما در تعیین زمان سرمایه‌گذاری اشتباه می‌کنند. اگر سرمایه‌گذار زمان صحیح برای ورود و خروج به سرمايه‌گذاري‌هاي مختلف را تشخيص ندهد، پس از مدتي با زيان و كاهش سرمايه مواجه مي‌شود.
خرید سهام در کف قیمت و فروش در سقف قیمتی از نظر تئوریک ایده معقولي است، ولی اجراي آن در عمل به علت وجود «طمع» و «ترس» در سرمایه‌گذاران مشکل است. واقعيت اين است كه نوسانات در بازار سهام معمولا فريبنده و اغواكننده هستند. وقتي بازار در مسير صعود قرار مي‌گيرد، بيش از هر چيز اخبار مثبت و دلگرم كننده توسط عوامل بازار (رسانه‌ها، كارگزاران، فعالان روزانه تالار معاملات و...) منتشر مي‌شود و سرمايه‌گذاران را تشويق به خريد هر چه بيشتر سهام مي‌كند. اصولا تشكيل حباب در بازارهاي سهام نيز از همين روند پيروي مي‌كند. هر چه قيمت‌ها بيشتر رشد مي‌كند، حجم معاملات نيز افزايش مي‌يابد، زيرا انگيزه عرضه در بسياري از سهامداران (به ويژه نهادهاي حقوقي، دولت و...) تقويت مي‌شود. از سوي ديگر خوش‌بيني مورد اشاره باعث مي‌شود تا سرمايه‌گذاران به خريد هر چه بيشتر سهام روي آورند و به تدريج سبد سرمايه‌گذاران مملو از سهامي مي‌شود كه اكثرا قيمتشان از ارزش ذاتي بيشتر است. در اينجا يك پديده متناقض رخ مي‌دهد؛ هر مقدار نقدينگي در بازار ناياب‌تر مي‌شود (صرف خريد سهام مي‌شود) انتظار و خوش‌بيني نسبت به تشديد روند صعودي نيز بيشتر مي‌شود. اين روند در نهايت منجر به ايجاد شكاف بين عرضه و تقاضا و آغاز روند نزولي بازار مي‌شود. با چرخش بازار معمولا حجم عرضه‌ها بسیار زياد مي‌شود، زيرا تعداد زيادي از سرمايه‌گذاران وجود دارند كه در قيمت‌هاي پايين‌تر خريد كرده و خواهان شناسايي سود و فرار از تبعات آغاز يك روند نزولي هستند. طبيعي است كه اتخاذ تصميم فروش در زماني كه همه خريدار هستند، اقدامي بسيار دشوار و نيازمند شجاعت فراوان است، اما تاريخچه بورس‌ها، مملو از خاطراتي است كه در آن سرمايه‌گذاران حرفه‌اي به طمع اندكي سود بيشتر (با خريد يا عدم‌فروش سهام گران) ضررهاي هنگفتي متحمل شده‌اند. همچنین در بازارهاي نزولي همواره ترس از ضرر بيشتر وجود دارد و اين مساله اتخاذ تصمیم خرید را دشوار مي‌كند، اما بايد دانست جو بازارهاي نزولي معمولا موقعيت‌هاي استثنايي زيادي ايجاد مي‌كند كه برندگان اين موقعيت‌ها، در نهايت خریداران پر تجربه هستند. بر اين اساس مي‌توان نتيجه گرفت كه كنترل نوسانات بازار از عهده سرمايه‌گذاران خارج است، اما تدوين استراتژي سرمايه‌گذاري و تعیین نقاط دقیق ورود و خروج به لحاظ قیمتی و پايبند بودن به آن كاري است كه از عهده تك‌تك افراد ساخته است و در صورتي كه اين روش جايگزين تقليد از عرف بازار و نوسانات روزمره آن شود، مي‌توان به کسب بازدهي معقول و رضايت بخش در طول زمان امیدوار بود.
4- به شایعات بازار اتکا نکنید: تجربه نشان می‌دهد که در جریان فراز و فرود بازار سهام، اغلب بیش از هر چیز شایعات، اخبار و تحلیل‌های «نادرست» به سرمایه‌گذاران مخابره می‌شود. بسیاری از تحلیلگران و منابع خبری ممکن است در زمان اوج قیمت بنابر دیدگاه خود سرمایه‌گذاران را خواسته یا ناخواسته تشویق به خرید کنند یا در شرایط افت قیمت سهام، اخباری به بازار می‌رسد که از به کف رسیدن قیمت‌ها و آغاز رشد سهام در آینده نزدیک خبر می‌دهد. به ویژه در مورد سهام شرکت‌هایی که بعدها سقوط‌های سنگین را تجربه کرده‌اند. در اين شرايط به طور مکرر چنین شایعاتی منتشر شده که تنها گذشت زمان، نادرستی آنها را ثابت کرده است؛ بنابراين مهم‌ترین اصل سرمایه‌گذاری در هر بازار مالی از نظر نگارنده این است که سرمایه‌گذار شخصا با مبانی علمی سرمایه‌گذاری آشنا شود و بتواند در بازار با استراتژی خود و نه بر مبنای توصیه دیگران عمل کند. البته ممکن است در برخی موارد تکیه بر صحبت‌های دیگران سودآور باشد، ولی این عمل فرد را از تبدیل شدن به یک سرمایه‌گذار آگاه باز می‌دارد و این آگاهی تنها رمز موفقیت در بلندمدت است.
5- سبد سهام تشکیل دهید: اصل مهمي‌ که هر سرمایه‌گذار بازار سهام باید مد نظر قرار دهد، متنوع کردن سرمایه‌گذاری‌ها و تشکیل سبد سهام (پرتفوی) به منظور کنترل ریسک سرمایه‌گذاری است. به اين ترتیب روشی که سرمایه‌گذار در پیش مي‌گیرد مبتنی بر تشکیل یک سبد از سهامي‌ است که مورد مطالعه و تحلیل قرار گرفته است. اگر چه شاید به نظر برسد ایجاد تنوع در سرمایه‌گذاری، بازدهی را محدود مي‌کند، اما تجربه نشان داده است که در بلند‌مدت کفه ترازوی بازدهی پایدار به نفع کسانی است که به جای تمرکز بر تک سهم‌ها، سبد سهام تشکیل داده‌اند. شایان ذکر است روش‌های زیادی برای تشکیل سبد سهام وجود دارد که آنچه ذیلا مورد اشاره قرار مي‌گیرد تنها یک روش پیشنهادی بر مبنای دیدگاه فاندامنتال است.
اول: انتخاب صنایع برتر، دوم: تعیین سهم سرمايه‌گذاری هر یک از صنایع در سبد و سوم: انتخاب یک یا چند شرکت از صنایع منتخب.
در انتخاب صنایع باید نکات زیر مورد توجه قرار گیرد:1 – مطالعه بازدهی متوسط صنعت در چند سال گذشته که محاسبه این بازدهی مي‌تواند با استخراج داده‌های تاریخی شاخص صنعت مربوطه (از سایت‌های اطلاع‌رسانی) انجام پذیرد 2 - محاسبه متوسط حاشیه سود صنعت در چند سال اخیر و روند تغییرات آن 3 - روند عرضه و تقاضا در تولیدات صنعت‌، رقبا، قیمت و نحوه نرخ‌گذاری محصولات و ... 4 - روند تغییرات سود دهی میانگین شركت‌های صنعت 5 - مطالعه ریسک‌های سیستماتیک صنعت (ریسک سیاسی- ریسک تغییر نرخ بهره- ریسک تغییرات نرخ ارز –ریسک تصمیمات دولتی و …).
با توجه به عوامل فوق چند صنعت برای سرمايه‌گذاری انتخاب مي‌شود و با توجه به مطلوبیت هر صنعت براساس نتایج بررسی‌های فوق‌، درصد تخصیص سرمایه به هر کدام تعیین مي‌شود. سپس در هر صنعت منتخب‌، یک یا چند شرکت برای سرمايه‌گذاری انتخاب مي‌‌شود.
در انتخاب شركت‌های برتر‌، علاوه بر عوامل فوق، باید مواردی همچون قابلیت نقدشوندگی، میزان سهام شناور آزاد، ترکیب سهامداران، ثبات نسبی سودآوری در سال‌های گذشته‌ و طرح‌های توسعه شرکت نیز باید مدنظر قرار گیرد. علاوه بر آن، بررسی روند تغییرات حجم فروش و سودآوری و بازده قیمت سهام شرکت در گذشته نیز اهمیت زیادی دارد. گام آخر نیز به منظور انتخاب سهام برتر از صنایع منتخب مي‌تواند تجزیه و تحلیل نسبت‌های مالی، ضریب بتا (ریسک سیستماتیک) و مقایسه نسبت P/E شركت‌ها در یک صنعت باشد. بدیهی است که هر سرمايه‌گذار برای طی موفقیت‌آمیز مراحل فوق، نیازمند مجهز شدن به دانش بنیادی تحلیل سهام است.
در پایان خاطرنشان می‌سازد توصیه‌های فوق به صورت عمومی مطرح شده و نمی‌توانند در کلیه شرایط مبنای تصمیم‌گیری قرار گیرند.

+ نوشته شده توسط کیومرث در دوشنبه ششم دی 1389 و ساعت 22:51 |

 

+ نوشته شده توسط کیومرث در یکشنبه بیست و یکم آذر 1389 و ساعت 21:51 |

+ نوشته شده توسط کیومرث در یکشنبه بیست و یکم آذر 1389 و ساعت 21:49 |

چگونه مي توان شكست در بازار اوراق بهادار را تجربه نكرد

خبرگزاري فارس: چگونه مي توان شكستي در بازار اوراق بهادار تجربه نكرد مطلبي كه توسط دو كارشناس بازار سرمايه به فارس ارسال شده است.

به گزارش خبرگزاري فارس در مقاله اين دو كارشناس آمده است: براي همه سرمايه گذاران همواره اين سوال مطرح است آيا اين امكان وجود دارد كه هرگز در بازار سرمايه شكست نخورد؛ و مي پرسند چگونه؟ راهش اين است كه هرگز از بازار سرمايه دست بر نداريد و هرگز سمت چيزي كه شما را دلسرد مي كند، نرويد و در خودتان اين باور را داشته باشيد كه اجازه نمي دهيد اشتباهات رخ دهند مگر اين كه از آنها درس بگيريد؛ اگر مي خواهيد در سرمايه گذاري خود موفق باشيد، بايد از شكستهاي خود درس بگيريد. اگر اينها را انجام دهيد عاقبت در بازار شكست نخواهيد خورد.
داشتن سرمايه گذاري ناموفق در بازار سهام امري عادي است، بنابراين، عنوان اين متن مي تواند هر كس را گمراه كند‏، اما به دورانديشي شما بستگي دارد. اگر شما پولتان را در بازار سرمايه از دست دهيد و ندانيد كه چرا زيان كرده ايد، شكست خورده ايد؛ اما اگر پولتان را در بازار سرمايه از دست دهيد، و از اشتباهاتتان درس بگيريد نه تنها شكست نخورده، بلكه چيزي آموخته ايد. شما سرمايه گذاري هاي ناموفق فراواني در بازار سرمايه خواهيد داشت، بنابراين بايد بتوانيد به خوبي آنها را به سرمايه تبديل كنيد و تلاش كنيد چيزهاي زيادي از آنها ياد بگيريد. بعد از اينكه اشتباهتان را پيدا كرديد، توجه كنيد كه فهرستي از اصول و استراتژي براي عمل ايجاد نماييد تا دوباره اشتباهاتتان را تكرار نكنيد.

در وجود شما بايد انظباط - فداكاري و اعتقاد ( اطمينان ) به صورت قاطعانه وجود داشته باشد. شكستها در بازار سهام هميشه شما را درباره توانايي هايتان در سرمايه گذاري موفق دچار ترديد مي كند؛ اما نبايد دلسرد شويد و بايد به خاطر آوريد با هر اشتباهي كه انجام مي دهيد، داناتر و با تجربه تر مي شويد. اگر عقب نشيني نكنيد در واقع چيزي به نام شكست وجود ندارد.
اگر از اشتباهات خود درس بگيريد و به هدف خود پايبند باشيد سرانجام موفق خواهيد شد و خواهيد توانست كه در بازار اوراق بهادار شكست را تجربه نكنيد.


*چگونگي تهيه فهرستي از استراتژي براي سرمايه گذاري

هر سرمايه گذار به فهرستي از اصول در فرآيند سرمايه گذاري، كه توسط خودش تهيه شده باشد، نياز دارد. سرمايه گذاران داراي استراتژي، منظبط و موفق هستند. بسياري از سرمايه گذاران به سختي و از روش هاي غيرمعمول بايدها و نبايدهاي سرمايه گذاري را ياد مي گيرند و تنها اشتباهات ثبت شده آنها كمك مي كند كه بار ديگر اشتباهاتشان را در انجام ندهند.
شما به تهيه فهرستي از قوانين سرمايه گذاري براي خود نيازمند و اين متن به شما نشان مي دهد كه چگونه مي توانيد آن را انجام دهيد.
قبل از اينكه وارد مراحل تهيه فهرستي از قواعد شويم، ممكن است از خودتان بپرسيد چرا من به تهيه فهرست براي خود نياز دارم؟ نه اين براي اين نيست كه چون من بيش از حد تنبل هستم به شما فهرست ويژه اي از قواعد را مي دهم، بلكه براي اين است كه هر سرمايه گذاري براي خود راهبرد، اهداف و روش هاي خاصي دارد كه او را از سايرين متمايز مي كند.
بنابراين فهرست قواعد مربوط به يك سرمايه گذار كه برايش مؤثر است ممكن است براي سرمايه گذار ديگري مفيد نباشد. با فهرست قواعد براي سرمايه گذاري كه توسط خودتان تهيه شده، مي توانيد از تجربه خودتان براي تعيين چيزهايي كه برايتان مؤثرند و همچنين آن هايي كه مؤثر نيستند استفاده كنيد. اگر تجربه اي در بازار سرمايه نداريد، در پايين بخش هاي فهرست شده جمله "قاعده ي خودم " را بنويسيد.

*تهيه فهرستي از قواعد سرمايه گذاري

فهرست قواعد و اصولي كه يك سرمايه گذار به مرور زمان به آن دست پيدا مي كند شامل دو بخش بايدها و نبايدها است كه در ادامه به تفصيل به آن مي پردازيم.
بايدها: در تدوين بايدها، راجع به تمام سرمايه گذاري هايي كه طي يكسال اخير انجام داديد، كه هم عقلاني و هم موفق بودند، فكر كنيد. اين سرمايه گذاري ها چه شباهت هاي مشتركي با هم داشتند؟ تلاش كنيد كه اين شباهت ها را جدا و از بين آنها قواعد خاصي را استخراج كنيد. به عنوان مثال اگر شما چندين سرمايه گذاري در سهام با پتانسيل انجام داده ايد و همه آنها موفقيت آميز بوده اند به يك قاعده خوب دست مي يابيد؛ "فقط در سهامي سرمايه گذاري كنيد كه پتانسيل داشته باشد ". فهرست بايدهاي شما بايد شامل اصولي باشد كه هميشه اساس خوبي براي انتخاب سهام براي سرمايه گذاري باشند.
نبايدها: حالا درباره تمام سرمايه گذاري هايي كه امسال انجام داده ايد و ناموفق بودند فكر كنيد. راجع به اين فكر كنيد كه چه اشتباهي در انتخاب اين سهام وجود داشت و سرانجام اين كه چه خطايي داشتيد. به عنوان مثال فرض كنيد به توصيه يك تحليل گر سرمايه گذاري در يك ورقه بهادار سرمايه گذاري كرده ايد. پس قانون يا اصل شما "هرگز منحصراً با نظر تحليل گر سرمايه گذاري نكنيد ! " خواهد بود . فهرست بايدها بر خلاف فهرست نبايدهاي شما بايد شامل تمام قوانيني باشد كه در برگيرنده دلايل اشتباه براي سرمايه گذاري در سهام باشد. توجه داشته باشيد كه شما به اصولي كه بالاتر از داستانهاي افسانه اي است، نياز نداريد.

اصول و استراتژي هاي من

بايدها:
1- به روز ماندن در بازار بر اساس تغييرات روزانه
2- تجزيه و تحليل قبل از خريد و فروش هر سهم
3- متنوع ساختن سبد دارايي ها يا سهام
4- فروش سهامي را كه ممكن است به بالاترين قيمت خود رسيده باشد
5- تحت هيچ شرايط هيجان زده نشويد.

نبايدها:

1- سرمايه گذاري در بازار با طمع و حرص
2- تنها دليل براي سرمايه گذاري، فقط حضور در بازار باشد.
3- سوار شدن بر امواج بازار
4- تنها به نظرات تحليل گران تكيه داشتن
5- اجازه دادن به ترس از شكست به عنوان يك مانع
و قانون طلايي براي سرمايه گذاري: خريد در قيمت پايين، فروش در قيمت بالا.


* ويژگي هاي سرمايه گذار موفق

هر سرمايه گذار استراتژي ها، روش ها و تكنيك هاي ويژه اي در دستيابي به موفقيت دارد . عليرغم اين تفاوت ها، همه سرمايه گذاران موفق ويژگي هاي مشخص خود را در اختيار ديگران مي گذارند كه آن ها را به درستي از بقيه جدا و مجزا مي كند. برخي از اين ويژگي ها در ادامه آمده است:
1- انظباط و تعهد زياد:
انظباط پشتوانه ي يك سرمايه گذاري موفق است . منظبط بودن به اين معني است كه شما به تلاش هاي خود متعهد هستيد؛ بنابراين شما هميشه آماده ايد . اگر مي خواهيد كه در بازار سرمايه موفق باشيد، نياز داريد كه به آن تعهد داشته باشيد. سرمايه گذاران موفق به موانع، مانند شكست در سرمايه گذاري هاي قبلي اجازه نمي‌دهند كه مجددا در مسير آنها قرار گيرند و شما نيز بايد اينگونه باشيد. اگر بدانيد كه چگونه سرمايه گذاري كنيد ، انظباط و تعهد مي توانند آغازي براي موفقيت هاي شما باشند.
2- سرمايه گذاري بدون هيجان:
احساسات مانع اصلي سرمايه گذار تازه كار (مبتدي) است. سرمايه گذاران موفق مي دانند كه سرمايه گذاري عقلاني يك مسأله اساسي است؛ بنابراين آنها احساسات خود را در هنگام تحليل موقعيت ، تصميم گيري در سرمايه گذاري ناديده مي گيرند. اگر هيجانات در معاملات دخيل شوند فرآيند تفكر سرمايه گذار مبهم خواهد شد و در نهايت اغلب منجر به شكست مي شود .
3- هميشه بر اساس بازار به روز شويد : ( با بازار حركت كنيد )
نكته جالب درباره بازار اوراق بهادار اين است كه تقريباً اطلاعات در دسترس افراد يكسان است؛ اما افراد از آن تفسيرهاي متفاوتي دارند. سرمايه گذاران موفق همواره از روش هاي مختلف به روز هستند (هماهنگ هستند).
بازار سهام سرشار از متغيرهايي است كه مي توانند به شدت قيمت هاي بازار را تحت تأثير قرار دهند، بنابراين بررسي همه اين متغيرها بسيار سخت است.
4- در سرمايه گذاري از يك چشم انداز واقع گرايانه برخوردار شويد :
برخورداري از ديدگاه واقع گرايانه و داشتن انظباط و تعهد به صورت همزمان باعث موفقيت خواهد شد. سرمايه گذاران موفق درك مي كنند كه آنها "وارن بافت " بعدي نخواهند بود؛ كه اين بدان معني نيست كه آنها سودهاي خوبي در سرمايه گذاري ها بدست نخواهند آورد . اگرچه پيش بيني هاي كم عمق و سطحي گاهي اوقات منجر به سود كلان مي شود.
5- هميشه يك استراتژي داشته باشيد :
نداشتن اصل يا استراتژي، مانند شرايطي است كه مربي به بازيكنانش مي گويد "به آنجا برويد و پيروز شويد ". مسلماً اگر خوش شانس باشيد يا به طور ذاتي استعداد كافي داشته باشيد مي توانيد سرمايه گذاري هايي با موفقيت اندكي را تجربه كنيد. اما بي شك، طرح (يا نبود آن) به شدت در بلند مدت مؤثر است. سرمايه گذاران موفق اهميت يك استراتژي را درك مي كنند. آنها مي دانند كه كجا وارد خواهند شوند، و چه موقع مي خواهند خارج شوند، در صورت تغييرات چه كاري انجام خواهند داد و سرانجام هدفشان چيست؟ داشتن يك استراتژي، سرمايه گذاري را متمركز نگه مي دارد. بنابراين آنها تا زماني كه سرمايه گذاري مي كنند معقول و منطقي باقي خواهد ماند.

*دور شدن از شكست‌هايتان در بازار سهام:

سرمايه گذاري همراه مديريت خطر و انتخاب بهترين موقعيت براي افزايش ثروت است؛ بعضي اوقات در مسير سرمايه گذاري با موانع كوچكي مواجه مي شويد كه ميزان عملكرد شما را متاثر مي سازد. گاهي اوقات نيز در يك شرايط ويژه گرفتار مي شويد كه شما را به شدت بر زمين مي كوبد. زيان هاي قابل توجه در سبد سرمايه گذاري چيزي است كه هر سرمايه گذار دست كم يك بار آنرا تجربه مي كند؛ اما همه سرمايه‌گذاران نمي توانند خود را ترميم كنند. اگر در نظر داريد كه سرمايه گذار موفقي باشيد احتياج داريد كه ياد بگيريد كه از عهده اين زيان ها برآييد. در آن صورت قادر خواهيد بود كه عملكرد مربوط به سبد سهام خود را ترميم و احيا كنيد. در ادامه راه هايي براي مقابله با زيان هاي قابل توجه سبد سرمايه گذاري معرفي شده است:

*مرخصي برويد

فاصله گرفتن از بازار براي شما بسيار مفيد خواهد بود اگر فقط براي يك روز باشد. بدون توجه به ضربه بزرگي كه خورده ايد، زياني كه متحمل شديد، به خودتان برسيد و لذت ببريد. وانمود كنيد كه چيزي اتفاق نيفتاده و از روزتان لذت ببريد؛ اگر به زمان بيشتري براي دور بودن از فضاي سرمايه گذاري نياز داريد به ميزاني كه نياز داريد در نظر بگيريد. هدف شما از فاصله گرفتن از بازار آن است كه آن تجربه تلخ را از ياد ببريد تا زمانيكه مجدداً به سرمايه گذاري باز مي گرديد، نگرش تازه، منطقي و مثبت داشته باشيد.

*احساس سستي نكنيد

هرچند پول زيادي مي تواند از دست برود، اما شما نبايد از سرمايه گذاري دلسرد شويد؛ شما بايد قصد بازگشت داشته باشيد تا اينكه به اهداف اصلي سرمايه‌گذاري تان دست يابيد. سرمايه گذاري آسان نيست و اگر مي خواهيد موفق باشيد احتياج داريد كه به آن متعهد باشيد. حتي بيشتر تجار و سرمايه گذاران موفق، زيان هاي قابل توجهي را تجربه كردند؛ پس فكر نكنيد كه زيان و خسارت تنها مربوط به شماست.

*هر شكستي را به عنوان يك رمز عبور در نظر بگيريد

همانطور كه گفتيم، هر كسي عاقبت در بازار اوراق بهادار يك درس بزرگ را تجربه مي كند. سرمايه گذاران كارآزموده از رنج زيان هاي بزرگ به خوبي آگاهند. التيام معاملاتي كه با درد و يأس عاطفي صورت گرفته با گذر زمان آسانتر خواهد بود و هرچه شما بدشانس تر بوديد و يا خسارات بيشتري تحمل كرديد، در حال حاضر با تجربه‌تر هستيد و براي رويارويي با خسارات آمادگي بيشتري خواهيد داشت.

*ارزش درس هايي را كه ياد مي گيريد

بدانيد:شما هميشه از اشتباهاتتان چيزهاي زيادي ياد مي گيريد؛ در نتيجه، همواره زماني را براي درك و تحليل درس هايي كه در زمان از دست دادن پولتان ياد گرفته ايد ، بگذاريد. از اين كه تشخيص داده ايد كه آن درس ها واقعاً چه هستند، اطمينان حاصل كنيد؛ سپس مطمئن شويد كه ديگر آن اشتباهات را تكرار نخواهيد كرد. برخي از سرمايه گذاران از اين درس ها در تهيه فهرست اصول و استراتژي سرمايه گذاري موفق استفاده مي كنند (برخلاف قوانين رفتار كردن به معناي ضربه بزرگ به سبد سهام است.)

سيد روح الله حسيني مقدم
فرزانه اخوان



 

+ نوشته شده توسط کیومرث در جمعه بیست و یکم آبان 1389 و ساعت 23:20 |
تحلیلی از چالش‌های آینده‌ اقتصاد ایران
زبان حالِ حکایت‌های آینده‌ اقتصاد ایران

دنیای اقتصاد

کلام آخر آنکه، این نوشته طولانی را می‌توان به منزله یک هشدار تلقی کرد. فرض کنید کسی به اهالی یک منطقه مسکونی مثلا یک شهرک هشدار بدهد که براساس اطلاعاتی که دارد، سیلی بزرگ در راه است و اگر به این آبادی برسد، «همه چیز» را با خود خواهد برد. گروهی از اهالی این آبادی، آجرها و سنگ‌ها و دیگر مصالحی را که می‌توان برای ساختن سیل‌بند استفاده کرد، به سمت یکدیگر پرتاب می‌کنند و هر بار که تیر به هدف می‌خورد، شادی زایدالوصفی در چهره آنها پدیدار می‌شود و گروهی دیگر به قصه‌گویی و بازی مشغولند. در حالی که امواج سیل، هر لحظه نزدیک و نزدیک‌تر می‌شود. راستی اگر آنها می‌دانستند که این سیل با آنان چه خواهد کرد، باز هم اینگونه رفتار می‌کردند و همچنان به بازی و دعوا می‌پرداختند؟

+ نوشته شده توسط کیومرث در یکشنبه چهاردهم شهریور 1389 و ساعت 17:38 |

 کامیار فراهانی - تحلیل گر بازار سرمایه

این روز ها در اکثر سایت ها، روزنامه ها و گردهمایی های مرتبط با بازار سرمایه این سوال مطرح می شود که روند صعودی بازار تا کجا طول خواهد کشید.  اگر در بازار سرمایه فعال باشید، در این چند هفته بارها با تحلیل هایی که سعی بر شناسایی سقف شاخص داشته اند، مواجه شده و بسیار دیده اید افرادی را که با بدبینی از بازار خارج شده اند و چند هفته بعد سهام قبلی خود را چند درصدی بالاتر باز خرید کرده اند . ابتدا قرار بود شاخص در 13000 متوقف شود که نشد سپس، هدف اش 14000 عنوان شد که عبور کرد سپس، 15000 گفتند که این نیز در هم شکست، کمی بعد عنوان شد دلیل صعود شاخص سود مجامع و فرمول شاخص است ( صرف نظر از درست بودن یا غلط بودن این نظر) و سقف همان 16500 است  که این بار نیز سقف شکست . به عنوان یکی از فعالان بازار  که اکثر بولتن ها، سایت ها و روزنامه ها را مطالعه می کند، می توانم تضمین دهم که در هر یک از سطوح اشاره شده بیش از دو یا سه تحلیل با رویکرد پیش بینی ریزش خوانده ام. در این تحلیل ها تحلیلگران تکنیکی و بنیادی بیش از ده ها دلیل، مبتنی بر ریزش شاخص ارایه کرده اند. از خطوط فیبوناچی گرفته تا تحریم ایران، همه و همه را قید می کردند . خیلی از دوستانم را سراغ دارم که در 5 ماه گذشته بارها و بارها از بازار خارج شده اند ولی، بازار به ساز آنها نرقصید و در نهایت کار خود را کرد.

اگر از من به عنوان کسی که در 5 ماه گذشته هیچگاه نتوانستم تحلیل هایی مبتنی بر ریزش بازار را بپذیرم سوال کنید که چرا این تحلیل ها کار نکردند ؟ پاسخ می دهم زیرا نگارنده آنها هرگز پیش از تحلیل با این سوال که چرا بازار مثبت است رودررو نشد یا حداقل ازآن سرسری گذشت . واقعیت این است که در هر لحظه از بازار اگر درک صحیحی از روند کنونی داشته باشیم، ساده تر می توانیم طول عمر آن را پیش بینی کنیم . پس می توان گفت برای شناسایی طول عمر روند صعودی شاخص باید ابتدا این سوال که چرا بازار مثبت است را پاسخ دهیم.

بااین مقدمه اگر از من بپرسید چرا بازار مثبت است،  در سه بخش پاسخ خواهم داد :

 

بخش اول – روانشناسی بازار

 

قیمت تابعی از عرضه و تقاضا است. تمام عوامل خواه بنیادی خواه تکنیکی تاثیر خود را بر عرضه و تقاضا می گذارند. همه می دانیم اگر قیمت بالا رود، تقاضا بر عرضه فزونی یافته و اگر قیمت کم شود، عرضه از تقاضا پیشی گرفته است . پس، اگر بخواهیم سوال خود را ساده تر کنیم، باید بگوییم چرا در سال 89 تقاضا از عرضه بیشتر بود ؟

در این قسمت لازم است کمی در مورد فرایند موج های صعودی و نزولی در بازار صحبت کنیم . بازار همواره بین خوش بینی و بدبینی در بازه زمانی های مختلف نوسان می کند. روند های صعودی معمولا در اوج بدبینی بازار آغاز و روند های کاهشی در بیشترین میزان خوشبینی بازار حادث می شوند. به زبانی دیگر، شروع روند، یعنی همان سقف ها و کف ها، جایی است که کمتر  کسی باور می کند بازار در این نقطه چرخش می کند. اما چرا این اتفاق می افتد؟  دلایل زیادی برای این مساله عنوان شده است . اگر بخواهیم به زبان ساده بگوییم، اوج بدبینی هنگامی است که اکثریت بازار سهام خود را فروخته اند یا در حال فروش اند به زبان دیگر، بازار از فروش اشباع شده است. در این مرحله ممکن است وارد فاز رکود یا بازگشت روند شویم، که اکثرا در بازار ایران بازگشت روند مورد وثوق تر است . نکته قابل توجه  این است که در کف قیمتی دیگر فروشنده ای وجود ندارد تا با فروش خود قیمت را به سطوح پایین تر هل دهد . در این زمان کوچکترین فشار خرید، روند را معکوس می کند . عکس این اتفاق در روند صعودی رخ می دهد. یعنی تمام بازار با تمام نقدینگی خود خرید کرده و منتظر افزایش قیمت است. در حقیقت در این زمان پول تازه ای وجود ندارد تا قیمت را به سطوح بالایی هدایت کند و در این زمان کوچکترین فشار فروشی روند را معکوس می کند.

با این مقدمه نگاهی به بازار از سال 82 تا به امروز کنیم . سال 82 و 83 قطعا سالهایی بود که بازار از خرید اشباع شده بود. تقریبا تمام افرادی که ممکن بود از سطح جامعه جذب بازار سرمایه شوند، جذب شده بودند. در آن زمان معامله گران سالیانه بازدهی های رویایی را تجربه می کردند و حرفه ای های بازار محال بود به سودی کمتر از 100 درصد در سال رضایت دهند. در مقابل، سال 84، همان فشار فروش در اوج بود، دقیقا زمانی که همه ما بر این باور بودیم شاخص صعودی عظیم را آغاز می کند، ریزشی غیر قابل باور شروع شد.  در آن زمان جملگی شروع به فروش کردیم. بنا به آمار و ارقام حجم زیادی از معامله گران برای همیشه با بازار خداحافظی کردند و اندک سرمایه باقی مانده خود را با خود بردند .

ریزش تا سال 85 ادامه داشت. سازمان  بورس  با برنامه مهار ریزش شاخص دامنه نوسان را از 5 به 2 رسانید. حتی مصاحبه های دایم مسولان بورس نیز نتوانست در آن زمان بازار را به تعادل بازگرداند.  تقریبا در نیمه دوم این سال بود که گروه روی توانست به مدد رشد قیمت های جهانی کمی طراوت را به بازار برگرداند. به عنوان مثال، در مقطعی از آن ایام در حالی که سود کالسیمین با قیمت های جهانی به حدود 400-500 تومان می رسید قیمت هر سهم اش،  بین 1200 تا 1400 نوسان می کرد . همین سهم چند ماه بعد و بعد از افرایش سرمایه صد در صدی قیمتی بیش از 3000 تومان داشت . به هرحال سال 85 سالی همراه با رکود البته با نوسان های مقطعی بود. می توان گفت در این سال، ترس پس زمینه غالب معامله گران بود .

سال 86 سال اصل 44 بود. ورود غول های صنعتی  مانند ملی مس و فولاد مبارکه، آن هم با قیمت های مناسب ( البته ملی مس و فولاد مبارکه در انتهای سال 85 وارد بورس شدند) بار دیگر نشاط را به بازار بازگرداند اما، این بار سهامداران بیشتر سهام اصل 44 را می خریدند که البته بازدهی های قابل قبولی را  نیز نصیب شان می کرد .

به هرحال، در سال 87 روند صعودی جدی تری شکل گرفت که در سال 88 این روند تشدید شد. اکنون دیگر معامله گران متوسط بازار توقع شان از سود سالیانه به بیش از 50 درصد رسیده بود. سهامداران خاطرات سال 84 را از یاد می بردند و آهسته آهسته  سهامداران جدیدی وارد بازار می شدند. در حقیقت روند صعودی که در مورد اش حرف می زدیم قوام یافته بود .  دیگر تعریف مردم از بورس جایی برای ضرر کردن نبود. بورس محلی بود که بازدهی سالیانه اش برای فردی که حاضر باشد کمی وقت بگذارد به بیش از 30 درصد می رسید .

این تغییر روند از بدبینی به خوش بینی سبب شد تا افراد حقیقی و حقوقی زیادی متمایل به بازار سرمایه شوند . به زبانی دیگر بورس توانسته بود در غیاب بازار های موازی اش، محل دلپذیری برای جذب نقدینگی های سرگردان جامعه که هر روز هم بیشتر می شدند باشد. تنها در بین حقوقی ها می توان ادعا کرد تعداد صندوق ها و شرکت های سرمایه گذاری که در بازار فعال شدند در سه سال گذشته سه رقمی بود .

نکته جالب اینکه اگر به عرضه و تقاضای کلی بازار نگاه کنیم، مشاهده می کنیم که در طرف عرضه که عمده ترین و معروف ترین بازیگرش سازمان خصوصی سازی بود، ضعف شدیدی مشاهده می شد و می شود. تقریبا اکثر شرکت های بزرگ وزارت صنایع مانند فولاد مبارکه، فولاد خوزستان، ملی مس همچنین بانکهای دولتی نظیر ملت، تجارت یا صادرات واگذار شده بودند و سازمان خصوصی سازی، اگر از بیمه ای ها که البته وزن معنا داری برای بازار ندارند، بگذریم، دیگر شرکت بزرگ و قابل توجهی برای عرضه نداشت (ندارد).

نکته ای شاید برخی تحلیل گران به آن بی توجه بودند ( که البته با توجه به نبود آمار های رسمی در این زمینه  حق نیز دارند) پول های تازه ای بود که از ابتدای امسال به بورس جاری شده بود. منشا این پول ها هم  حقیقی های تازه وارد بودند و هم حقوقی های نو ورود . حجم نقدینگی های تازه وارد به بورس قطعا شاخص را در بسیاری از ایام بیمه می کرد.

بخش دوم : فاندامنتال

بی انصافی است که بگوییم در بعد فاندامنتال فضا کاملا مساعد بود و هست . در حوزه سیاسی فضای ملتهب سیاست خارجی و مشکلات متنوع داخلی کار را کمی دشوار کرده است. بحث طرح تحول و سرانجام آن هنوز برای فعالان بازار و تحلیل گران مبهم و تاریک است. نمی خواهم سرتان را با بحث هایی که ایمان دارم تا کنون بارها و بارها شنیده و خوانده اید به درد بیاورم. تنها به این نکته بسنده می کنم که رفتار بازار که نمودی از رفتارهای انسانی است، چند وقتی است که بی تفاوتی محض است و به نظر می رسد در آینده نیز چنین باشد. البته شاید مباحث روانشناسی بیشتر بتوانند به ما کمک کنند که درک کنیم چرا بازار دیگر به تحریم ها یا سایر بحران ها مانند قبل واکنش نشان نمی دهد که البته از حوصله بحث ما خارج است و آن خود نوشته ای دیگر را می طلبد .

با وجود مطالب گفته شده در بالا، چند عامل دیگر نیز وجود دارند که قابل بررسی اند : افزایش شرکت ها سبب می شود تا همبستگی کلی بازار کاهش پیدا کند. در یک بازار مثلا 5 سهمی یا 5 میلیارد دلاری احتمال اینکه کل بازار کاهش پیدا کند بیشتر است نسبت به بازاری که 200 سهم با ارزش 70 میلیارد دلار دارد ( این مبحث نیز خود می تواند عنوان یک پژوهش باشد و بسط آن از حوصله این نوشته خارج است ). بار ها در همین چند ماه شاهد بودید که به محض به رکورد رفتن یک صنعت، صنعتی دیگر گوی پیشتازی را می رباید.

دیگر عامل، رکورد بازار های رقیب نظیر مسکن، ارز و ... همچنین کاهش دایمی نرخ های بهره است که در حقیقت حجم نقدینگی سرگردان جامعه را در چند سال گذشته به شدت بالا برده است. حتی اگر 20 درصد از این نقدینگی جذب بازار سهام شود، شاخص بازار رشدی بزرگ را تجربه می کند.

سرانجام یکی از عواملی که شاید گفتنش در این بخش خالی از لطف نباشد فعال شدن نسبی شرکت های سرمایه گذاری در بورس است . شرکت های سرمایه گذاری که پس از بحران سال های 84 و 85 به خواب فرو رفته بودند به نظر می رسد در یک سال اخیر بر حجم فعالیت شان افزوده شده است . شرکت های سرمایه گذاری ملی، صنعت و معدن و بانک ملی مثال های خوبی برای این بخش هستند.  مقایسه حجم فعالیت های این شرکت ها در سال های گذشته و یک سال اخیر آمار خیره کننده ای را به رخ خوانندگان می کشد ( که البته چرایی این تحرک نیز بحث مفصل دیگری است) .

بخش سوم : تکنیکال

قبل از سال 87 تقریبا بحث غالب بین تحلیلگران تکنیکی، به ویژه علاقمندان به موج های الیوت شناخت موج کنونی شاخص بود .  شاخص بازار سرمایه در سیکل بلند مدت خود، موجی بزرگ را در سال 84 تمام کرده بود. برخی از تحلیل گران این موج را موج سوم شاخص می دانستند ( موج اول رشد شاخص از بازگشایی بورس تا بحران سال 75 ) و برخی دیگر آن را موج اول می دانستند . به هرحال  جملگی در تلاش برای شناسایی پایان موج نزولی بودند . شاید این بحث امروز کمی خاک خورده باشد یا چارتیست ها خسته از این بحث باشند ولی، وضعیت شاخص به وضوح به ما نشان می دهد موج صعودی بلند مدت شاخص آغاز شده است .  این آغاز هم در نمودار قیمت هم در نمودار بازده نقدی و هم در نمودار ترکیبی آنها که امروز به عنوان شاخص بورس شناخته می شود، قابل عنوان است . به نظر می رسد صعود شاخص در زمانی که بسیاری از تحلیل گران تکنیکی از بحث قدیمی شان خسته شده بودند، رخ داد .

جمع بندی :

بازار نوسانی معامله گران را نوسان گیر می کند. این طبیعی است. همه ما در چند سال گذشته به نوعی نوسان گیر شده ایم ولی، به نظر می رسد امروز زمان آن است که چشم هایمان را بشوریم و استراتژی معاملاتی خود را کمی بلند مدت تر کنیم . البته اگر آنچه در بالا گفته شد صحت داشته باشد، باید خود را برای ریزشی نظیر سال 75 یا 84 آماده کنیم که با توجه به سیکل های بازار احتمالا در نیمه دوم سال 90 و 91 رخ خواهد داد .

در پایان لازم است خاطر نشان کنیم مطلب فوق به هیچ عنوان ادعای صعود دایمی شاخص را ندارد بلکه، مدعی است روند میان مدت و بلند مدت شاخص به حالت صعودی تغییر شکل داده است .

+ نوشته شده توسط کیومرث در سه شنبه دوم شهریور 1389 و ساعت 0:38 |

رهگذری بود که هر روز مسیری از خانه تا محل کارش را، از کنار رودخانه ای طی میکرد که عده ای در کنار آن مشغول ماهیگیری بودند. آنچه در ادامه می خوانید، بخشی از مشاهدات اوست :

روز اول :
امروز ماهیگیران بسیاری را دیدم.

اولین ماهیگیر با تور خود در حال ماهیگیری بود و ماهی های زیادی در تور خود جمع کرده بود .منتظر ماندم تا تور را بالا بکشد اما او همچنان منتظر بود . من که میدیدم هر از چند گاهی، ماهيها ،خود را با تقلا از تور او جدا میکنند طاقت نیاوردم ، جلو رفتم و پرسیدم چرا تور را بالا نمي کشی؟ تو که هم اکنون چند ماهی گرفته ای!!؟ گفت منتظرم تا ماهی های بیشتری در تور اسیر شوند و بعد بالا بکشم....

دومین ماهیگیر با قلابی مستعمل مشغول ماهیگیری بود.از او پرسیدم روزی چند ماهی میگیری ؟گفت : بعضی روزها که شانس داشته باشم ، هوا افتابی باشد و رودخانه آرام باشد، ماهی میگیرم. گفتم بهتر نیست قلاب بهتری بخری؟ گفت: نه .اولا که همینجوری هم زیاد ماهی میگیرم ، مخصوصا در ماه تولدم حتی شده 4 ماهی گرفته ام ، ثانیا ماهیگیری هنر است و هنرمند کسی است که با همین قلاب هم ماهی بگیرد.

ماهیگیر سومی را دیدم که مدام در کنار رودخانه بالا و پایین میرفت تا اینکه به من رسید .از من پرسید به نظر شما اینجا برای قلاب انداختن خوب است : گفتم نظر خودت چیه؟ گفت خوبه اما فکر کنم اون بالاتر بهتر بود .گفتم خوب چرا اونجا شروع نکردی ؟ گفت: خب آخه تصمیم گیریش خیلی سخته.گفتم حالا میخوای کجا بالاخره قلاب بندازی ؟ گفت بذار برم اون پایین رو هم ببینم بعد ببینم چی میشه

ماهیگیر چهارمی رو دیدم که 1 ماهی گرفته بود و به محض اینکه رسیدم ماهی دومش را هم گرفت که از اولی بزرگتر بود .ماهی را از قلاب درآورد.فکر کردم خب اونکه تا اول صبح تونسته 2 تا ماهی بگیره تا بعد از ظهر حسابی نونش تو روغنه...تو این فکر بودم و منتظر بودم که قلابش رو دوباره طعمه بزنه و... اما دیدم وسایلشو جمع کرد و از اونجا رفت..... اینقدر سریع که نتونستم بهش برسم

روز دوم :

امروز دوباره اون ماهیگیرای قبلی رو دیدم که داشتند مثل روز قبل ماهیگیری میکردند .دلم میخواست با چند تا دیگه از اونا صحبت کنم......

ماهیگیر پنجمی رو که باهاش صحبت کردم ، مدام از پیش این ماهیگیر ، پیش دیگری میرفت ....اول متوجه نشدم چرا اینکارو میکنه ، بعد فهمیدم هر وقت میبینه که یه نفر تونست یه ماهی بگیره، تورش رو برمیداره میره طرف اون....

ماهیگیر ششمی رو که دیدم روز قبل ندیده بودم امروز هم به سختی تونستم ببینم چون مثل دیروز عده ای دورش جمع شده بودند و او داشت براشون از فنون ماهیگیری می گفت.....خیلی حرف می زد... پیش خودم گفتم : اینکه داره به دیگران چیز یاد میده خیلی خوبه اما اصلا حواسش به قلابش نیست. یادمه یکی از همین ماهیگیرا بهم گفته بود داشتن تمرکز اصل اوله.....

روز سوم :

شش ماهیگیر قبلی طبق روال مشغول کار بودند .این بود که سعی کردم سر از کار بقیه در بیارم

ماهیگیر هفتم رو روزهای قبل هم دیده بودم، اما ندیده بودم قلاب یا توری بدستش باشه، فقط آب رو نگاه می کرد و این ور اونور رودخونه رو سرک می کشید .....نزدیک شدم، سلامی کردم ....ولی حواسش به من نبود. آخر هم نفهمیدم داره چیکار میکنه...بی خیالش شدم ، پیش خودم گفتم بالاخره سر از کارش در میارم.

ماهیگیر هشتم کسی بود که تعداد زیادی ماهی گرفته بود ...پیش خودم گفتم حتما حرفه ایه ....رفتم جلو و پرسیدم آقا میشه راز موفقیت شما رو بدونم...بادی به غبغب انداخت گفت: خیلی ساده است پسر جون! کافیه بدونی کجا باید قلاب بندازی ، یه جایی بری که جریان آب به اونطرفه و بعد تا میتونی طعمه هاتو بذاری .اینجوری تا جریان آب به اینطرفه میتونی مثل من اینهمه ماهی بگیری .... بهش گفتم میشه فردا به من نشون بدید چطوری اینکارو میکنید.... آخه به این سادگی هم که میگید نیست.

ماهیگیر نهم رو روزهای قبل هم دیده بودم اما ندیده بودم که تونسته باشه ماهی گرفته باشه. بهش گفتم : تا حالا چند تا ماهی گرفتی؟....گفت چند تایی بوده اما همش ماهی های کوچولو و بدرد نخور بوده، ضمن اینکه کلی هم تا حالا پول برای خریدن طعمه دادم .گفتم علتش چیه که نمیتونی ؟ گفت راستش من اصول ماهیگیری رو بلدم و سعی میکنم درست اجرا کنم اما خب نمیشه دیگه و هر روز هم دارم کلی پول بابت طعمه میدم.گفتم خب آخرش که چی ؟ گفت : بالاخره میفهمم باید چیکار کنم.
.
.
.
.
.
روز سی ام

چیزی که مشهوده اینه که خیلی از ماهیگیرایی که روزای اول دیدمشون، دیگه چند روزیه که نمیان ماهیگیری ...جالبتر اینکه ماهیگیرای جدیدی رو میبینم که خیلی خصوصیاتشون به اون ماهیگیرای قدیمی که دیگه نیستند نزدیکه...

امروز تصمیم گرفتم با اون قدیمیهایی که موندن و کم کم دارم باهاشون دوست میشم حرف بزنم.

ماهیگیر چهارم یکی از اونهایی بود که باقی مونده بود ...ولی خوب موقع ماهیگیری نمیشد باش حرف زد ..اینو دیگه فهمیده بودم

ماهیگیر هفتم که تو این مدت نتونسته بود شکار کنه از روز 26 ام هر روز یه تعداد ماهی میگرفت و بر خلاف سابق فقط مینشست و نگاه میکرد ...دیگه تحرکی نداشت ....ساکت بود و آرام و هر از چند گاهی قلابشو با یه ماهی بیرون میکشید ....نزدیکش شدم ...گفتم چند روزی هست که شما داری پشت سر هم ماهی میگیری در حالی که 26 روز هیچی نتونستی بگیری ..... اخه چطوری میشه؟(یادم اومد چقدر این سوال تکراریه و بارها این سوال روهم خودم پرسیدم وهم دیگران) حتما فردا بازهم میگیری؟......لبخندی زد و گفت : اره تا چند روزی ادامه داره.... پرسیدم بعدش چی ؟ گفت : دوباره از اول.

ماهیگیر نهم هم یکی دیگه از کسانی بود که همچنان روز خودشو کنار رودخونه سپری میکرد...اون کم کم ماهی های بهتری میگرفت.....
رفتم جلو قبل از اینکه راجع به خودش بپرسم ، گفتم ماهیگیر هشتم را یادته؟ همونی که از همه، ماهی های بیشتری صید میکرد؟.....گفت: اره یادمه....گفتم: ازش خبر داری؟ آخه دیگه نمی بینمش؟.... گفت اره، یکروز که طعمه هاشو گذاشته بود تا یهو ماهی ها رو جمع کنه، هوا طوفانی شد ....ما که هر کدوممون یه قلاب یا تور داشتیم تونستیم سریع اونا رو از آب بکشیم بیرون ...ولی اون تا اومد به خودش بجنبه جریان تند اب قلابهاشو با خودش برد.....از اون به بعد هم، با اینکه دیگه طوفانی نیومده، دیگه ندیدم که بیاد ماهیگیری.....

خب راجع به خودت بگو ...بالاخره فهمیدی کجای کارت ایراد داشت ؟ گفت :اره..... گفتم خب چی بود؟ گفت : صبر....صبرم کم بود....گفتم : آخه تو هنوزم ماهی های که میگیری نه زیاد درشته و نه تعدادش زیاده!؟ گفت : آخه هنوز نمیدونم صبری که میکنم کمه یا زیاد....باید بیشتر یاد بگیرم و امتحان کنم.

سهام و سهامداری آری بورس بازی هرگز

+ نوشته شده توسط کیومرث در شنبه دوم مرداد 1389 و ساعت 22:58 |

بر باد رفتن فرصت‌ها

دکتر سید احمد میرمطهری
صندوق بین‌المللی پول در گزارشی اعلام کرده است که تا پایان سال 2008 فقط سیزده اقتصاد در سطح جهان رشدی حدود 7 درصد به طور متوسط در سال و برای 25 سال یا بیشتر داشته‌اند که در ‌اين سیزده کشور، 9 کشور آسیایی بوده‌اند؛ ...


... چین، هنگ‌کنگ،‌ اندونزی، ژاپن، کره‌جنوبی، مالزی، سنگاپور، تایوان و تایلند.
کشورهای هند و ویتنام نیز به‌زودی به اين فهرست اضافه خواهند شد. دلایل مشترک در موفقیت اقتصادی‌اين کشورها در ‌اين خلاصه مي‌شود که استراتژی اقتصادی آنها متمرکز بر‌ايجاد ساختاری رقابتی در بخش صنعت بوده است و در کنار آن، سیاست‌هایی را در پیش گرفته‌اند که بی‌ثباتی‌های اقتصادی و بی‌اطمینانی را از اقتصادهای خود دور کنند.
نگاهی به فهرست ‌اين کشورها یادآور فراز و نشیب‌های زیادی است که هر یک با آن روبه‌رو بوده‌اند. از ویتنام گرفته که سابقه جنگی بزرگ را در تاریخ خود دارد تا چین و هند که نیمي ‌از جمعیت کره زمین را در خود جای داده‌اند یا مالزی و تایلند که بحران بزرگ مالی سقوط ببرهای آسیای جنوب شرقی به مثابه توفانی سهمگین یک بار آنها را در هم نوردید و له كرد؛ ولی به هر حال امروز در ‌اين فهرست هستند.تردید نکنیم که کشور ما به رشدی بالای 6 درصد برای غلبه بر مشکلات خود و دستیابی به توسعه‌اي پایدار نیاز دارد، آن هم رشدی متوازن در همه بخش‌های اقتصادی کشور، بنابراين جای برنامه توسعه مصوب با هدف‌هایی در چارچوب اقتصاد ملی واقعا خالی است و برنامه‌اي که راهکارهایی برای رفع اختلالات احتمالی ناشی از تحریم، بازسازی ظرفیت تولید نفت و گاز، افزایش توانایی اقتصاد در بالا بردن سطح اشتغال، تجهیز پس‌اندازها با هدف تامین منابع مالی برای سرمایه‌گذاری در حوزه نفت و گاز و اصلاحات ساختاری در بخش مالی کشور ارائه دهد.سال‌هایی که بی‌برنامه در اقتصاد‌ ايران سپری مي‌شود، فقط سپردن فرصت‌ها به باد است. ‌اين جا روی سخن با

مجلس شورای اسلامي(!!!)

                  است و‌ اين انتظار از مجلس هست که هرچه زود‌تر کشور را مجهز به برنامه! کند.

 

+ نوشته شده توسط کیومرث در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389 و ساعت 20:34 |

نظریه امواج الیوت

احسان حاجي
نظریه امواج الیوت را رالف نلسون اليوت در نیمه نخست قرن بیستم ارائه کرد. این نظریه رفتار روند را در قالب چند الگوی مجزای قابل شناسايی و تکرار شونده بررسی می‌کند.

در دهه 40 و 50 در حالی که همه تحلیلگران بر این اعتقاد بودند که شاخص داوجونز به هیچ وجه توان شکستن سقفی را که در سال 1929 تشکیل داده بود ندارد، الیوت به کمک نبوغ بالايی که داشت شرکت‌ها و صنایع مرتبط با شاخص داوجونز را بررسی و اعلام کرد که بازار حرکت‌ها و موج‌های شدید افزایشی را در پیش‌رو دارد. اکنون شاهدیم که نه تنها آن پیش‌بینی آقای الیوت بلکه اکثر حوادث و حرکت‌هايی که او از قبل هشدار داده بود، به وقوع پیوست.سال‌ها قبل از آقای الیوت، آقای داوجونز که امروز یکی از مهم‌ترین شاخص‌های بازار آمریکا را با نام ایشان می‌شناسند، نظریه‌ای بسیار مهم که امروز از بدیهیات حرکت بازار به شمار می‌رود مطرح کرد.مهم‌ترین بخش نظریه داو می‌گوید: حرکت بازار از نقطه الف به نقطه ب هیچ گاه به صورت مستقیم نخواهد بود. همیشه حرکت بازار به صورت موجی بوده و در صورتی که بازار بخواهد از نقطه‌ای به نقطه دیگر حرکت کند، این حرکت به صورت موج‌های بلند هم جهت روند و موج‌های کوتاه‌تر خلاف جهت روند خواهد بود.
نظریه الیوت در حقیقت تحلیل داو از موج‌های حرکتی را کامل کرد. از نظر آقای الیوت موج‌ها دو دسته هستند. موج‌های جنبشی (هم جهت روند) و موج‌های اصلاحی (خلاف جهت روند)
موج‌های جنبشی ساختار پنج تايی و موج‌های اصلاحی ساختار سه تايی دارند. به این معنی که حرکت بازار همیشه از پنج موج به هم پیوسته هم جهت روند که آنها را از عدد 1 تا 5 شماره‌گذاری می‌کنیم و سه موج به هم پیوسته خلاف جهت روند که از a تا c نام‌گذاری می‌شوند، تشکیل شده است.


همان‌طور که در شکل مشخص است یک چرخه (سیکل) کامل از هشت موج تشکیل شده است. در موج‌های جنبشی موج‌های 1، 3و 5 (هم جهت روند) موج‌های بلندتر و قوی‌تر و موج‌های 2 و 4 (خلاف جهت روند) کوتاه‌تر و از قدرت کمتری برخوردارند. به همین ترتیب در سه موج اصلاحی موج aو c موج‌های بلندتر و موج b موج کوتاه‌تر و ضعیف‌تر خواهد بود.
اگر زاویه دید خود را تغییر دهیم متوجه می‌شویم که موج‌های کوچک‌تر نظیر موج 1 و 2 نیز از نظریه الیوت تبعیت کرده و به تنهايی یک سیکل حرکتی هشت تايی را تشکیل می‌دهند؛ یعنی خود موج 1 از پنج ریز موج و موج 2 از سه ریز موج تشکیل شده است.از دید دیگر، پنج موج جنبشی اولیه ما می‌توانند یک موج 1 از یک سیکل بزرگ‌تر باشند. پس با توجه به تئوری الیوت تمامی حرکت‌های کوچک و بزرگ بازار مانند شکل زیر از موج‌های حرکتی 5 تايی و 3 تايی تشکیل‌ شده است.


www.irfx.ir

+ نوشته شده توسط کیومرث در یکشنبه بیستم تیر 1389 و ساعت 17:8 |

پیش‌بینی روند بورس تهران بر اساس تحلیل چرخه‌های ادواری

علي دهدشتي‌نژاد*
یکی از بحث‌های جالبی که در خصوص تجزیه و تحلیل بازارهای مالی از حدود چند دهه گذشته مطرح شده است، موضوع تحلیل بازارهای مالی براساس «چرخه‌های ادواری» است.

به این معنا که براساس این روش می‌توان حرکت‌های افزایشی و کاهشی بازار را از طریق بررسی رفتار قیمت و واکنش آن نسبت به تاریخ‌های مختلف، ماه‌ها یا حتی سال‌ها قبل از وقوع پیش‌بینی کرد.
این روش پیش‌بینی، به‌رغم روش‌های رایج امروزی که مستلزم جمع‌آوری اطلاعات و آمار و نیز به کارگیری ابزار و وسایل تخصصی برای پیش‌بینی روند آینده بازار است، فقط به نحوه ارتباط بین قیمت و تاریخ دلالت دارد و براساس این ارتباط می‌توان روند آینده بازار سهام را پیش‌بینی کرد.
در بازارهای سهام معمولا اتفاقات خاصی براساس یکسری دلایل خاص مرتبا به‌صورت دوره ای تکرار می‌شوند. پرواضح است که این تکرار دوره‌ها بر اساس وقوع اخبار و مسایل متفاوتی حادث می‌شود، ولی آنچه در این نوع تحلیل‌ها حایز اهمیت است، تکرار مستمر این دوره‌ها است و دلایل وقوع آنها تفاوتی در نتیجه تحلیل ایجاد نمي‌كند. بدین شکل که صرف نظر از ایجاد هر شرایطی هر چهارسال یکبار، در ماه سپتامبر سال‌های (…-1902-… -2002-2006-2010-2014) بازار روند صعودی مناسبی را در پیش می‌گیرد. بنابراین با شروع ماه سپتامبر سال‌هاي مذکور، سرمایه‌گذاران می‌توانند با خرید سهام و تزریق سرمایه در بازار، انتظار بازده خوبی را داشته باشند. نکته قابل توجه این است که پیش‌بینی در این نوع تحلیل، فقط دلالت بر روند افزایش قیمت‌ها در شروع این ادوار دارد و این به آن معنا است که اگر قبل از شروع این سال‌ها بازار در روند افزایشی بوده باشد با شروع دوره جدید روند افزایشی قبلی بسیار شدیدتر، تشدید می‌شود و اگر قبل از شروع این دوره‌ها بازار روند نزولی داشته باشد، با شروع دوره جدید، بازار از حرکت نزولی به حرکت صعودی تغییر جهت می‌دهد.
با بررسی نمودار شاخص داوجونز آمریکا از بیش از یکصد سال پیش تا به حال متوجه خواهیم شد که حرکت‌های صعودی و نزولی بازار براساس چرخه‌های منظم خاصی هر چهار سال یکبار به وجود می‌آیند و بدون هیچ تغییری در خلال این صد سال همواره تکرار شده‌اند. براساس این تکنیک در حوالی ماه سپتامبر هر چهار سال، حرکت صعودی بازار سهام شروع می‌شود و کلیه قیمت‌ها و به تبع آن شاخص‌های بورس به طرف بالا حرکت می‌کنند و در پایان این دوره‌های چهار ساله، بازار مجددا آماده یک حرکت افزایشی دیگر می‌شود. نکته جالب توجه اینکه این چرخه‌های منظم صرف نظر از وضعیت اقتصادی (رکورد یا رونق)، اجتماعی و سیاسی حاکم در آن کشور، مرتبا با نظم یکنواخت تکرار می‌شوند.
برای بهتر روشن شدن این مطلب، نمودار شاخص داوجونز بورس آمریکا را به عنوان مثال، مورد مطالعه و بررسی قرار می‌دهیم. این کشور در مدت صد سال گذشته علاوه بر وضعیت‌های اقتصادی گوناگون و روی کار آمدن روساي جمهور مختلف، چندین جنگ کوچک و بزرگ را نیز تجربه كرده و چندین بار بحران‌های شدید اقتصادی- مالی را هم پشت سر گذاشته است، اما صرف نظر از همه این رویدادها، بازار به محض رسیدن به چرخه بعدی چهار ساله ادواری، در دل آن وقایع، مسیر خود را به سمت بالا همواره ادامه داده است.
 به‌طور مثال بعد از واقعه 11 سپتامبر 2001 و سقوط آزاد بورس‌های آمریکا و به دنبال آن بورس‌های سایر کشورها، تصور عموم بر آن استوار بود که با آغاز سال 2002 میلادی؛ یعنی چند ماه بعد از آن واقعه، رکود مالی شدیدی بازارهای سهام را فرا خواهد‌گرفت. اما از طرف دیگر، طرفداران تحلیل‌های ادواری، به دلیل تقارن سال 2002 با شروع چرخه چهارساله جدید، سال پررونقی را برای بورس‌های آمریکا پیش‌بینی می‌کردند و در عمل نیز، همانطور که در نمودار يك هم مشاهده می‌شود، سال 2002 دقیقا آغاز چرخه چهار ساله ادواری بعدی بود و شاخص داوجونز حرکت صعودی بسیار خوبی را آغاز كرد و به‌رغم تصور بسیاری از تحلیلگران، بازار سهام سال خوبی را پشت سر گذاشت. البته پرواضح است که این تغییر روند قیمت‌ها، متاثر از اقدامات دولت‌ها و برآیند مسایل اقتصادی- سیاسی کشورها است؛ اما به هر حال تاثیر این عوامل، منجر به ایجاد نظم خاصی در بازارهای مالی شده است.

                  


حال نکته حائز اهمیت اینجا است که اگر این الگو را در بورس تهران و بر روی شاخص کل پیاده كنيم، به نتایج دقیقا یکسانی مطابق نمودار دو خواهیم رسید. بر این اساس مشاهده می‌شود که دقیقا چرخه‌های ادواری چهار ساله بورس‌های بین‌المللی، در ایران هم کاربرد مشابه دارد و در طول چند دهه گذشته صرف نظر از هر شرایط اقتصادی، سیاسی و اجتماعی خاص، این چرخه‌ها اتفاق افتاده‌اند.


مطالعه فراز و نشیب‌های بورس تهران در خلال این مدت و بررسی ارتباط آن با تاریخ‌های مختلف، نتایج جالبی را نمایان می‌سازد.
1 - بورس تهران براساس تناوب چهار سال یکبار در ماه شهریور، حرکت صعودی جدیدی را آغاز مي‌كند.
صرف نظر از اینکه در سال قبل از شروع چهار ساله جدید، روند نزولی بوده است یا صعودی.


2 - دوره‌های چهار ساله بورس ایران بر مبنای شروع شهریور سال 1369 است. بنابراین: تناوب دوره‌ها شامل سال‌های...-1393-1389-1385-1381-1377-1373-1369 است.
3 - در ميانه این ادوار چهارساله یعنی دو سال بعد از شروع چرخه جدید، یکی از حالت‌های زیر به وجود مي‌آيد:
الف) اگر بلافاصله بعد از وارد شدن به نیمه دوم چرخه‌های ادواری (یعنی 2 سال بعد از شروع چرخه چهارساله) قیمت به طرف پایین حرکت كند، به آن معنا است که بازار اشباع از خریدار شده است و روند نزولی در حال شکل‌گرفتن است. (مطابق دوره اول، سوم و چهارم نمودار شاخص کل)
ب- اگر بلافاصله بعد از وارد شدن به نیمه دوم چرخه‌های ادواری(یعنی پایان سال دوم بعد از شروع چرخه‌های چهار ساله) قیمت همچنان روند صعودی خود را ادامه دهد و بلافاصله بیشترین قیمت موجود در 2 سال گذشته را پشت سر بگذارد،  نشان از آن دارد که حالت برگشتی اتفاق نخواهد افتاد و بازار روند صعودی قبلی خود را ادامه خواهد داد. (مطابق دوره دوم نمودار شاخص کل)
بنابراین نحوه اتخاذ تصمیم و پیش‌بینی براساس این تکنیک به این گونه است که می‌توان روند قیمت‌ها و به‌طورکلی بورس را به‌صورت 2 ساله، مطابق دستورالعمل جدول زیر پیش‌بینی کرد.

  دنیای اقتصاد

+ نوشته شده توسط کیومرث در شنبه دوازدهم تیر 1389 و ساعت 20:26 |

دبير كل سابق بورس بررسي كرد
تاثير هدفمندسازي يارانه‌ها بر بازار سهام

دومين كنفرانس ملي بررسي آثار قانون هدفمندسازي يارانه‌ها بر اقتصاد، بازار سرمايه و مسكن روز پنج‌شنبه با حضور كارشناسان اقتصادي و مالي برگزار شد.


دكتر حسين عبده تبريزي در اين كنفرانس با ارائه مقاله‌اي به بررسي آثار هدفمند كردن يارانه‌ها بر بازار سرمايه پرداخت.
وي نخست به تعريف تعديل اقتصادي پرداخت و گفت: تعديل اقتصادي يعني حاكم كردن نيروهاي بازار و به حداقل رساندن نيروهاي مداخله‌گر و زماني صورت مي‌گيرد كه بتوانيم سيستم قيمت‌ها را بر جامعه حاكم كنيم.
عبده تبريزي افزود: توقعي كه ما از تعديل اقتصادي داريم اين است كه فضاي رقابتي در كشور ايجاد و بر مكانيزم‌هاي بازار تكيه شود و دولتي كه تعديل اقتصادي انجام مي‌دهد به طور دائمي براي كشف قيمت‌ها بر مكانيزم بازار تكيه مي‌كند.
دبير كل سابق بورس سپس به بيان وجوه تعديل اقتصادي پرداخت و گفت: كارشناسان وجوه متعددي را براي تعديل اقتصادي بيان كرده‌اند كه عبارتند از: آزادسازي قيمت‌ها، خصوصي‌سازي اقتصاد، اصلاح قوانين در جهت حركت آزاد سرمايه و نيروي كار، تغيير تكنولوژي، افزايش بهره‌وري و بهبود مديريت و سيستم مالي شركت‌ها.
عبده ادامه داد: در شرايط امروز، تعديل اقتصادي داراي سه وجه قيمت ارز، قيمت پول و قيمت حامل‌هاي انرژي است كه اينها به هم مربوط هستند و نمي‌شود هزينه‌ها بالا رود، اما قيمت ارز ثابت باشد، اما ما جرات حل كردن هر سه عامل را نداريم و فقط حامل‌هاي انرژي را تغيير مي‌دهيم. وي خاطرنشان كرد: سوال اساسي اين است كه اگر قرار است در كوتاه مدت، فقط يكي از قيمت‌ها واقعي شود، بايد سراغ كدام يك از وجوه برويم؟
عبده تاكيد كرد: پاسخ اين است كه بايد سراغ قيمت ارز برويم، اما ما از اين وجه گذشته‌ايم و افزايش قيمت حامل‌هاي انرژي را انتخاب كرده‌ايم كه اثر كوتاه‌مدت آن به افزايش تورم، فشار براي افزايش قيمت پول و فشار براي افزايش قيمت ارز منجر مي‌شود. وي درباره اهداف عمده طرح هدفمند كردن يارانه‌ها گفت: اين طرح با هدف انتقال ثروت از دهك‌هاي بالاتر به دهك‌هاي پايين‌تر و اصلاح الگوي مصرف انجام خواهد شد و تفاوت اهداف آن با تعديل اقتصادي در اين است كه هدفمند كردن يارانه‌ها با اهداف اقتصاد سياسي اجرا مي‌شود، اما تعديل اقتصادي با اهداف اقتصادي دنبال مي‌شود و سياستمداران مي‌خواهند بين اين دو ميان‌بر بزنند.
عبده توضيح داد: در تعديل اقتصادي با استقرار مكانيزم بازار و نظام ماليات بر درآمد و ماليات بر مصرف، انتقال ثروت صورت گرفته كه منجر به افزايش رفاه مي‌شود، اما هدفمند كردن يارانه‌ها يك‌ ميان‌بر اقتصادي است كه مي‌خواهد با انتقال ثروت، رفاه را افزايش دهد.
مديرعامل شركت تامين سرمايه نوين در ادامه آثار اجراي اين طرح بر بازار سرمايه را شامل آثار عمده بلندمدت و آثار عمده كوتاه مدت دانست و گفت: مهم‌ترين اثر بلندمدت اين طرح بهبود ويژگي علامت‌دهي قيمت‌ها، بهبود بهره‌وري سرمايه و افزايش كارآيي تخصيصي بورس است.
وي افزود:‌ اين خوشبينانه‌ترين اتفاقي است كه مي‌تواند بيفتد البته اگر چگونگي اجرايي اين طرح، درست باشد.
عبده تاكيد كرد: بدون شك الان نمي‌توان گفت چه سهامي را بخريد و كجا سرمايه‌گذاري كنيد، زيرا شيوه اجراي اين طرح و عوامل متعدد به ما اجازه نمي‌دهد كه پيش‌بيني كنيم كدام صنعت، تاثير بيشتري را از اين طرح مي‌پذيرد.
بنابراين بايد براي سرمايه‌گذاري، در چارچوب تحليل بنيادي تصميم گرفت.
رييس هيات‌مديره كانون نهادهاي سرمايه‌گذاري در ادامه در خصوص بهره‌وري سرمايه گفت:‌ بهره‌وري سرمايه، معياري است كه نشان مي‌دهد، سرمايه فيزيكي تا چه حد به طور مناسب براي توليد كالاها و خدمات استفاده شده است.
وي افزود: ساعات كار، آموزش نيروي كار، سن و جنس، تركيب نيروي كار، سطح سرمايه‌گذاري و پس‌انداز، مقررات دولتي و استفاده از ظرفيت عوامل موثر بر بهره‌وري هستند.
همچنين نرخ تورم، استفاده از دانش، مقياس توليد، انگيزه‌هاي كاركنان، فضاي كارگري، تخصيص منابع و كيفيت مديريت ساير عواملي هستند كه بر بهره‌وري موثرند.
عبده سپس ابعاد كارآيي بازار سرمايه را مورد اشاره قرار داد و گفت: كارآيي اطلاعاتي و كارآيي عملياتي به كارآيي تخصيصي بازار منجر مي‌شود و حذف يارانه‌ها منجر به كارآيي اطلاعاتي مي‌شود.
وي افزود: اگر بازار به لحاظ تخصيصي، كارآ باشد، سرمايه را به سمت شركت‌هايي روانه مي‌كند كه از آن بهترين استفاده را مي‌كنند. بنابراين، بازارهايي داراي كارآيي تخصيصي هستند كه در آنها پروژه‌هاي سرمايه‌گذاري با بهره‌وري نهايي سرمايه، تامين مالي مي‌شوند. عبده سپس گفت: به دليل تغيير هزينه‌هاي ثابت، تغيير تقاضا و تغيير قيمت نهاده‌هاي توليد، ريسك تجاري افزايش پيدا مي‌كند. ما در حال حاضر اطلاعات كمي داريم و نمي‌دانيم عكس‌العمل مصرف‌كننده در اجراي اين طرح جداگانه چگونه خواهد بود.
وي ادامه داد: با تغيير تقاضا برخي شركت‌ها به سمت جايگزيني تكنولوژي حركت مي‌كنند و هزينه‌هاي سرمايه‌اي تغيير و قيمت نهاده‌ها افزايش پيدا خواهد كرد.
همچنين ساختار سرمايه به سمت سرمايه حركت مي‌كند و بدهي كاهش مي‌يابد. بنابراين شركت‌ها بايد نسبت به افزايش سرمايه، تاكيد داشته باشند و سرمايه‌گذاري نيز بايد عامل سرمايه را در تصميم‌گيري خود لحاظ كنند.
دبير كل سابق بورس درباره آثار عمده بلندمدت اجراي طرح ياد شده گفت: شفافيت بيشتر قيمت‌ها در بازار، علامت‌دهي بهتر قيمت‌ها، اصلاح قيمت‌هاي نسبي، بهبود بهره‌وري سرمايه، بهبود كارآيي تخصيصي بورس، افزايش ريسك تجاري و تغيير ساختار سرمايه مهم‌ترين آثار عمده بلندمدت اجراي اين طرح به شمار مي‌روند.
وي درباره منافع تغيير درآمدها و هزينه‌هاي بورسي گفت: در شركت‌هاي بورسي تغيير درآمد ناشي از تغيير قيمت، تغيير فروش يا يارانه‌ها است و افزايش هزينه ناشي از افزايش قيمت نهاده‌هاي توليد، هزينه‌هاي تغيير تكنولوژي و هزينه فرصت ناشي از افزايش سرمايه در گردش است.
عبده سپس گفت: افزايش تلاطم قيمت‌ حامل‌هاي انرژي به افزايش تلاطم قيمت كالاها و خدمات منجر مي‌شود كه اين موضوع به افزايش ريسك و كاهش ارزش سهام منجر مي‌شود. از سوي ديگر افزايش قيمت حامل‌‌هاي انرژي به افزايش هزينه‌هاي توليد، كاهش سودآوري و كاهش ارزش سهام منتهي خواهد شد.

دنیای اقتصاد

+ نوشته شده توسط کیومرث در جمعه هفتم خرداد 1389 و ساعت 23:31 |

نگاهي بر فرآيند تضعيف بازارهاي جهاني طي هفته‌هاي اخير
اقتصاد اروپا و تاثیر آن بر بازار فولاد آسیا

محمدحسین بابالو
بازار کشورهای اروپایی و بازارهای مرتبط با آنها، روزهای سختی را می‌گذراند و شرایط به گونه‌ای است که احتمال تضعیف هر چه بیشتر این بازارها دور از ذهن نیست.

اما نكته مهم‌تر اين است كه با توجه به شرایط این قاره و تضعیف این بازار، امکان تاثیر منفی آن بر دیگر بازارهای جهانی نیز وجود دارد.
در دنیای امروز و بالاخص در اتحادیه اروپا هم‌اکنون وقایع عجیب و مهمی در جریان است. ارزش یورو شدیدا کاهش یافته و در برابر آن ارزش دلار آمریکا افزایش یافت. بالطبع این شرایط ارزش طلا نیز افزایش شدیدی پیدا کرده و سپس مجددا تضعیف شد. شرایط کلی اقتصاد قاره اروپا و حوزه یورو از وخامت شدید اوضاع حکایت می‌کند. در گذشته و در بسیاری از تحلیل‌ها و پیش‌بینی‌ها از طولانی‌تر بودن بحران اقتصادی در اتحادیه اروپا به نسبت دیگر کشورهای در حال توسعه و آمریکا سخن به میان آمده بود که دلیل این امر نیز عدم وجود پتانسیل‌های جذاب سرمایه‌گذاری بالاخص در صنایع پایه در اتحادیه اروپا عنوان مي‌شد. ویژگی‌های خاص بازار مواد اولیه، فولاد، نفت، فلزات پایه، مواد معدنی و ... همگی حکایت از وخامت اوضاع صنعتی اقصی‌نقاط جهان می‌کند.
علائم بحران در اقتصاد اروپا بیش از یک ماه است که قویا خودنمایی می‌کند، اما کشورهای قدرتمند حوزه یورو به کمک کشورهای ضعیف و گرفتار نیامدند. تا چندی پیش طرز فکر در تقابل بود، نه در تعامل. هم‌اکنون نیز روح تعامل اقتصادی در اتحادیه اروپا وجود خارجی نداشته و کشورهای غربی اتحادیه اروپا نشان دادند که هیچ میلی برای کمک به کشورهای شرقی این حوزه ندارند. کینه‌توزی و خباثت اروپایی در گفتارهای اقتصادی بین مقامات آلمان و یونان به خوبی خودنمایی کرد. این شرایط تا جایی ادامه یافت که بحران بورس‌های اروپایی و ارزش یورو تمام اتحادیه اروپا را فرا گرفت. مطالب ذکر شده هر کدام در ذات خود موارد بسیاری را نهفته دارد. نکته مهم آنکه کاهش شدید ارزش یورو و افزایش شدید ارزش طلا و بالاخص صعود دلار حکایت از نقل و انتقال حجم‌های بسیار بزرگی از پول از بازار یورو به بازار طلا و بالاخص دلار می‌نماید. این موارد از وجود سیگنال‌های بسیار مهمی خبر می‌دهد.
اگر به حافظه تاریخی خود نظری بیفکنیم، شاهد شباهت‌هاي فراوان بین دره رکود سال 2008 و شرایط حال حاضر اتحادیه اروپا خواهیم بود. نوسان شدید ارزش یورو، تضعیف نهاده‌ها و ستاده‌های صنعتی و حامل‌های انرژی، تضعیف بازارهای مالی، بازگشت تردید به سرمایه‌گذاران، آشوب‌ها، اعتصابات و بحران‌های اجتماعی و کاری، شرایط وخیم اقتصادی کشورهایی همچون یونان، اسپانیا، پرتغال و کشورهای شرقی اتحادیه اروپا در کنار عدم هماهنگی و همکاری دیگر اعضا بالاخص اقتصادهایی قوی همچون آلمان و .... مشکلاتی است که اتحادیه اروپا با آن دست در گریبان است.
موارد ذکر شده همگی دلایلی از وقوع بحرانی دیگر در اقتصاد اروپا است که هم‌اکنون نشانه‌های آن پدیدار شده است. واقعیت آن است که برخی رسانه‌ها در گزارش شرایط واقعی اقتصادی اروپا به عمد یا غير عمد اهمال كاري می‌کنند، اما واقعیت آن است که بحرانی در انتظار اتحادیه اروپا است.
اگر بازارهای جهانی را به سه بخش آسیا، اروپا و آمریکا تقسیم‌بندی کنیم، شرایط بازارهایی با مرکزیت اروپا از جمله کشورهای مشترک‌المنافع و ترکیه و اروپای شرقی روز به روز به وخامت خواهد گرایید. این مطلب که از هم‌اکنون نیز آغاز شده اثرات وخیمی در بر خواهد داشت. بازارهای مرتبط با این اتحادیه هم‌اکنون این شرایط را نشان می‌دهند. به‌عنوان مثال بازار فولاد کشورهای CIS و ترکیه، بازار حامل‌های انرژی منطقه مدیترانه و کانال سوئز، بازار قراضه‌های آهنی اروپا و ترکیه و ... از جمله این بازارهايي هستند كه در حال تضعیف قرار گرفته‌اند. قیمت بیلت کشورهای مشترک‌المنافع به 530 تا 540 دلار در هر تن تحویل در ساحل دریای سیاه رسیده است. قیمت بیلت صادراتی ترکیه نیز در شرایط ذکر شده 550 تا 560 دلار در هر تن به ثبت رسیده است. قیمت میلگرد کشورهای CIS به سطح 600 تا 610 دلار در هر تن نیز رسید. گمانه‌زنی‌ها از احتمال کاهش شدید قیمت ورق نورد گرم کشورهای مشترک‌المنافع خبر می‌دهد. شرایط از وخامت بیشتر اوضاع حکایت می‌کند. بازار قراضه‌های آهنی در روتردام در قیمت‌هایی بین 319 تا 334 دلار برای انواع مختلف آن در نوسان است. این قیمت در بازار انگلستان تا سطح 230 تا 250 پوند نیز معامله شد. این کالا در ترکیه 349 تا 360 دلار در هر تن قیمت دارد.
با توجه به این موارد روزهای سختی در انتظار این بازارها است. پيش‌بيني مي‌شود به تدریج به دیگر بازارها نیز سرایت كند كه در ادامه بازار کشورهای آسیایی، خلیج‌فارس و نهایتا هند و چین را نیز دربر می‌گیرد. شایان ذکر است که هر چه از فاصله مکانی بین اروپا و دیگر بازارها کاسته شود به دلیل افزایش هزینه حمل‌و‌نقل از شدت این کاهش کاسته خواهد شد.
کمک دولت‌های اروپایی از حوزه یورو هر چند مدتی به طول انجامیده، اما باز هم بی‌تاثیر نخواهد بود. در شرایط فعلی افزایش مذاکرات و روابط با کشورهای مشترک‌المنافع برای خرید کالاهایی ارزان‌تر قطعا به سود بسیاری از فعالان بازار بوده و در بازار داخلی نیز زمزمه‌های کاهش بیشتر قیمت‌ها به گوش می‌رسد. هر چه می‌گذرد قیمت اجناس وارداتی به داخل کاهش یافته و فروش اجناس موجود در انبارها قطعا اقدامي است كه براي تجار خالی از لطف نخواهد بود.

+ نوشته شده توسط کیومرث در جمعه هفتم خرداد 1389 و ساعت 23:7 |

روند افزایشی قسمت سنگ آهن در سال 2010 

از ابتدای سال 2010 تا کنون قیمت سنگ آهن به طور مداوم در حال افزایش بوده است.به طوریکه قیمت متوسط سنگ آهن از 96 دلاردر سه ماهه اول سال میلادی جاري، تا سه ماهه دوم ( تاکنون) به طور متوسط به 155 دلار رسیده است و اوج این قیمت ها در آخر ماه آوریل بود که به حدود 190 دلار رسید و پیش بینی ها حاکی از این است که قیمت این محصول همچنان افزایش خواهد یافت.تحلیلگران دلایل زیر را برای افزایش قیمت آن ذکر کرده اند.

1- افزایش امیدها در باره پایان بحران جهانی و رونق کسب و کار در سراسر جهان و افزایش ساخت و سازها به طور طبیعی نیاز به مواد اولیه و به خصوص آهن را افزایش داده است که این امر خود باعث افزایش قیمت سنگ آهن شده است

2- افزایش تقاضای سنگ آهن از جانب چین به عنوان بزرگترین مصرف کننده و وارد کننده این ماده معدنی و بزرگترین تولید کننده فولاد درجهان.

واردات سنگ آهن توسط چین در سال 2009 حدود 42% افزایش یافته وبه 630 میلیون تن رسید، تولید فولاد این کشور در 2009 به 567 میلیون تن رسید.

با توجه به اینکه رشد اقتصادی چین حتی در دوره بحران مالی جهانی نیز کاهش چشمگیری نیافت لذا اعتقاد بر این است که این افزایش تقا ضا ازجانب چین همچنان ادامه خواهد داشت، که این خود به عنوان اصلی ترین عامل تحریک تقاضا مهمترین نقش را در افزایش قیمت این ماده معدنی داشته است.

3- در پی افزایش تقاضای چین و در نتیجه افزایش قیمت سنگ آهن سه غول بزرگ تولید سنگ آهن دنیا تصمیم به تغییر دادن سیستم فروش سنگ آهن از قراردادهای سالانه به فصلی گرفتند، که با واکنش چین و اتحادیه اروپا مواجه شد. این کار ابتدا توسط شرکت واله صورت گرفت.

این تغییر سیستم فروش به خودی خود انعطاف قیمت گذاری سنگ آهن را افزایش می دهد و با توجه به این که قیمت ها در حال رشد است به افزایش قیمت ها کمک خواهد کرد.

پیمان مشترک 

4- اخیراً دو شرکت « ریو تینتو» و «بی اچ پی بیلیتون» ( یعنی دومین و سومین تولیدکنندگان سنگ آهن دنیا) تصمیم به انعقاد قرار دارد پیمان مشترک تولید به ارزش 116 میلیارد دلار در استرالیا گرفتند و قرار است با همکاری یکدیگر 375 میلیون تن سنگ آهن تولید کنند که از تولید واله برزیل بیشتر است، که با واکنش وارد کنندگان سنگ آهن مواجه شد.این پیمان مشترک شبهه تبانی و انحصاری کردن بازار سنگ آهن را از طرف صادر کنندگان سنگ آهن افزایش داده است که خود این نگرانی عاملی برای افزایش قیمت سنگ آهن است.

5- هند در اواخر ماه آوریل 2010اعلام کرده که به دنبال افزایش مالیات بر صادرات سنگ آهن خواهد بود.

سومین تولید کننده و صادر کننده بزرگ سنگ آهن دنیا با اعمال این تعرفه می خواهد از اعمال قدرت رقیب خود جلوگیری کند. به هر حال اعمال تعرفه مالیاتی بر صادرات سنگ آهن به این معنی است که صادر کننده های هندی هزینه بیشتری را بابت مالیات پرداخت می کنند فلذا هزینه تمام شده تولید این محصول زیاد می شود. هزینه تمام شده بالا به معنی افزایش قیمت سنگ آهن است.


فروش مواد معدنی خام در هند ممنوع شد 

به طور کلی سیاست هند این است که از خام فروشی مواد معدنی خود جلوگیری کند، لذا به نظر می رسد اینگونه سیاست ها از طرف این کشور در راستای جلوگیری از صادرات بی رویه این محصول و مصرف داخلی آن است. با توجه به اینکه هند کشور مهمی در زمینه سنگ آهن است فلذا انتظار افزایش قیمت سنگ آهن در سطح جهانی می رود

6- دولت استرالیا نیز در انتهای ماه آوریل 2010 اعلام کرد که مالیات فدرال بر معادن سنگ آهن را افزایش خواهد داد ( این نوع مالیات در استرالیا تقریباً معادل بهره مالکانه معدن است که از استخراج کنندگان گرفته می شود).انتشار این خبر باعث افزایش بیش از پیش قیمت سنگ آهن شده و خواهد شد و از طرفی قیمت سهام شرکت های سنگ آهنی فعال در استرالیا را کاهش داد.


بارندگی های موسمی و مشکلات جدید 

7- بارندگی های موسمی در ماه جاری در هند که روند صادرات سنگ آهن این کشور را با مشکل مواجه کرده است اگرچه یک حادثه موقتی است و پیش بینی می شود در کمتر از یک ماه حل شود، اما در کوتاه مدت به افزایش قیمت سنگ آهن کمک کرده است.به طور کلی مسائلی که در ارتباط با حمل و نقل این ماده معدنی هستند بر قیمت آن تأثیر گذارند.


مقاومتها در برابر افزایش قیمت 

در این میان اخباری نیز دال بر مقاومت در برابر این افزایش قیمت مشاهد می شود که در زیر به آن خواهیم پرداخت.به طور طبیعی چین به عنوان بزرگترین وارد کننده سنگ آهن دنیا نگران افزایش قیمت سنگ آهن است طبق گزارش وزارت بازرگانی چین حاشیه سود شرکت های فولاد چینی در سال جاری به حدود 3 درصد رسیده است که رقم بسیار پایینی است.

از طرفی چین از تمام امکانات خود برای مهار قیمت سنگ آهن و در نتیجه قیمت فولاد و حفظ رشد اقتصادی سابق خود استفاده خواهد کرد. در این میان اتحادیه اروپا نیز به عنوان دومین وارد کننده سنگ آهن جهان به دنبال کنترل قیمت ها ست .در همین راستا اقدامات زیر را انجام شده است.


سیاستهای ضد انحصاری چین 

1- تهدید وزیر بازرگانی چین به اعمال سیاست های ضد انحصاری بر علیه سه غول بزرگ سنگ آهن دنیا پس از تغییر سیستم فروش از طرف آن ها . چین اعتقاد دارد که کار هماهنگ این سه شرکت طبق قوانین چین یک اقدام انحصار گرایانه است و نوعی دستکاری در قیمت هاست که اثرات سوء بر کل اقتصاد چین خواهد گذاشت. تولید کنندگان فولاد در اروپا نیز خواستار اتخاذ قوانین ضد انحصاری بر علیه این شركت ها شده اند.

البته برخی تحلیلگران اعتقاد دارند که چین برای اثبات انحصارگرایانه بودن این اقدام نیاز به اطلاعات بیشتری دارد و ازطرفی خود چین نیز تمایل به اجرای قوانین ضد انحصاری بر علیه این شرکت ها ندارد زیرا نفوذ آن ها در بازار سنگ آهن بسیار شدید است و چین توانایی مقابله با آن ها را ندارد.

در حال حاضر وزارت بازرگانی چین دستور تحقیق در موردانحصارگرایانه بودن این اقدام را صادر کرده است.

2- دو شرکت « ریو تینتو» و «بی اچ پی بیلیتون» که تصمیم به انعقاد قرار دارد پیمان مشترک تولید در استرالیا گرفته اند با واکنش وارد کنندگان سنگ آهن مواجه شده است . 

این قرارداد در دریافت تأییدیه خاص از اتحادیه اروپا( از آنجایی که هر دوی این شرکت ها تابعیت انگلیسی- استرالیایی دارند) با مشکلاتی مواجه شده است. سخنگوی کمیسیون اروپا گفته است که «ما باید مطمئن شویم که این کار با قوانین ضد انحصار اروپا کاملاً مطابق است»

اعتراض بر افزایش مالیات 

3- اعتراضات شدیدی بر افزایش مالیات استخراج معادن در استرالیا وجود دارد و تحلیلگران اعتقاد دارند که دولت استرالیا با این تصمیم حرکت موتور محرکه اقتصاد این کشور ( بخش معدن) که نقش به سزایی در خروج استرالیا از بحران جهانی داشته است را کند کرده است.

4- بزرگترین تولید کننده داخلی سنگ آهن چین که در حال حاضر 45 میلیون تن سنگ آهن در سال تولید می کند قصد دارد با سرمایه گذاری 2.2 میلیارد دلاری در دهه جاری تولید خود را دو برابر کند


نتیجه گیری : در پایان باید گفت به اعتقاد تحلیلگران روند افزایش قیمت سنگ آهن یک روند طبیعی است و به نظر نمی رسد به دلیل دستکاری قیمتی سه شرکت اصلی این صنعت باشد بلکه تا حد زیادی ناشی از افزایش تقاضا است.

به همین دلیل به نظر می رسد که این افزایش قیمت ها پایدار باشد. کارشناسان برای نیمه دوم سال میلادی نیز همچنان افزایش قیمت را پیش بینی می کنند .


واحد تحليل و مشاوره كارگزاري تدبيرگران فردا

+ نوشته شده توسط کیومرث در دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1389 و ساعت 17:33 |
بازدهي حق تقدم‌هاي استفاده نشده

منوچهر ابوطالبي*
اين مقاله براي مطالعه سرمايه‌گذاران غيرحرفه‌اي تهيه شده و مطلب جديدي براي سرمايه‌گذاران و فعالان حرفه‌اي بازار بورس ندارد.

در اين مقاله مي‌خواهيم بررسي كنيم كه در روند افزايشي قيمت‌ها در بازار سرمايه خريد حق تقدم سهم بهتر است يا خريد خود سهم؟
حق تقدم خريد سهم از افزايش سرمايه حاصل مي‌شود. اشخاصي كه در تاريخ مجمع عمومي فوق‌‌العاده يك شركت كه به منظور تصويب افزايش سرمايه تشكيل شده سهامدار باشند، به نسبت سهم خود حق تقدم خريد سهام ناشي از افزايش سرمايه را دارند و به ازاي هر حق تقدم تعلق‌ گرفته بايد مبلغ اسمي سهم را (در مورد شركت‌هاي بورسي 1000‌ريال) به حساب خاصي كه بدين منظور تدارك ديده شده است، واريز كنند. طبق مفاد لايحه اصلاحي قانون تجارت مهلت پذيره‌نويسي حق تقدم‌ها حداقل 60 روز است كه تحت شرايطي به مدت 30 روز ديگر قابل تمديد است. در مورد شركت‌هاي پذيرفته شده در بورس حق تقدم‌ها در دوره پذيره‌نويسي قابل معامله مكرر هستند.
حال با چند مثال تحليلي و با يك مفروضات ثابت مي‌خواهيم نتيجه بگيريم در صورتي كه مفروضات و پيش‌بيني‌هاي ما به حقيقت بپيوندد. خريد حق تقدم سوددهي بيشتري دارد يا خريد خود سهم ؟
مثال اول:
قيمت سهم 1800‌ريال
تفاوت قيمت سهم باحق تقدم(بعلاوه 100 تومانی که باید برای آن واریز شود) 5‌درصد؛ يعني حق تقدم از خود سهم 5‌درصد ارزانتر است.
قيمت حق تقدم 710‌ريال + 1000‌ريال ارزش اسمي در صورتي‌كه بخواهيم از حق تقدم استفاده كنيم سرمايه ما 100,000,000‌ريال
پيش‌بيني مي‌شود روند قيمت سهم مورد نظر در آينده افزايشي باشد و تفاوت 5‌درصد بين قيمت خود سهم و حق تقدم در آينده نيز حفظ شود.
حال به پايان دوره 60 روزه پذيره‌نويسي حق تقدم‌ها نزديك مي‌شويم و شركت نيز قصد تمديد مهلت پذيره‌نويسي را ندارد. تصميم مي‌گيريم نيمي از سرمايه خود را براي خريد حق تقدم و نيمي ديگر را براي خود سهم تخصيص دهيم. (براي سهولت در محاسبات كارمزد خريد و فروش كارگزار بورس ناديده‌گرفته است)
تعداد سهم خريداري شده
27777 = 1800 ÷ 000,000, 50
تعداد حق تقدم‌هاي خريداري شده
70422 = 710 ÷ 000,000, 50
از اين تعداد حق تقدم در مهلت قانوني استفاده نمي‌كنيم. يعني 1000‌ريال بهاي اسمي هر سهم را به تعداد حق تقدم‌هاي خريداري شده به حساب شركت واريز نمي‌كنيم. بنابراين شركت پس از طي مراحل قانوني و كسب مجوز از بورس و اداره ثبت شركت‌ها نسبت به عرضه حق تقدم‌هاي استفاده نشده اقدام مي‌كند. فرآیند پايان مهلت تا شروع پذيره‌نويسي از حق تقدم‌هاي استفاده نشده نيز حدود 2 ماه طول مي‌كشد در اين فرصت دو ماهه همانطوري كه پيش‌بيني كرده بوديم روند افزايشي قيمت بهبود يافته و قيمت خود سهم حدود 20‌درصد رشد مي‌كند و به 2160‌ريال مي‌رسد.با فرض قبلي كه قيمت حق‌تقدم‌ها 5‌درصد كمتر از قيمت خود سهم است قيمت حق‌تقدم‌ها نيز به 1052‌ريال مي‌رسد حال سهم‌ها را خودمان مي‌فروشيم و حق تقدم‌ها را شركت مي‌فروشد.
حاصل از فروش سهم
320, 998, 59 = 2160× 27777
سود حاصل از معامله سهم
320, 998, 9 =000,000, 50 – 320, 998, 59
حاصل از فروش حق تقدم استفاده نشده
944, 083, 74 = 1052 × 70422
سود حاصل از معامله حق تقدم
944, 083, 24 = 000,000, 50 – 944, 083, 74
بنابراين مشاهده مي‌شود در شرايطي كه قيمت خود سهم اختلاف زيادي با بهاي اسمي سهم (1000‌ريال) نداشته باشد و برآورد ما از روند قيمت سهم در آينده افزايشي باشد، بازدهي خريد حق تقدم و عدم استفاده آن خيلي بيشتر از خريد خود سهم است. البته خطر محبوس شدن سرمايه ما روي حق تقدم‌ها را نيز نبايد ناديده‌گرفت. سهمي را كه خريديم هر لحظه مي‌توانيم تبديل به وجه نقد كنيم ولي وجوه حاصل از فروش حق تقدم‌هاي استفاده نشده پس از طي مراحل قانوني توسط شركت به ما پرداخت خواهد شد.
موضوع را با يك مثال فرضي ديگر در حالتي پيگيري مي‌كنيم كه قيمت سهم چندين برابر ارزش اسمي (1000‌ريال) است. حال ببينيم به چه نتايجي دست پيدا مي‌كنيم.
مثال 2:
قيمت سهم
22000‌ريال
تفاوت قيمت سهم با حق تقدم 5‌درصد يعني حق تقدم از خود سهم 5‌درصد ارزان‌تر است.
قيمت حق تقدم
19900‌ريال
سرمايه ما 000,000, 100‌ريال
پيش‌بيني افزايش قيمت سهم طي دو ماه آينده كه حق تقدم‌هاي استفاده نشده عرضه مي‌شود حدود 20‌درصد است.
باز نيمي از سرمايه را به خريد سهم اختصاص مي‌دهيم.
تعداد سهم خريداري شده
2272 = 000, 22 ÷ 000,000, 50
و نيمي ديگر را براي خريد حق تقدم:
تعداد حق تقدم خريداري شده
2512 = 900, 19 ÷ 000,000, 50
قيمت سهم پس از دو ماه با فرض 20‌درصد افزايش معادل 400/26‌ريال خواهد شد و قيمت حق‌تقدم استفاده نشده نيز با تفاوت 5‌درصد و كسر 1000‌ريال ارزش اسمي معادل 080/24‌ريال خواهد شد.
فروش سهم توسط خودمان      
800, 980, 59 = 400 ,26 × 272 ,2
سود حاصل از معامله سهم 
800, 980, 9 = 000, 000, 50 – 800, 980, 59
فروش حق تقدم توسط شركت
960, 488, 60 = 080 ,24 × 512 ,2
سود حاصل از معامله حق تقدم
960, 488, 10 = 000, 000, 50 – 960, 488, 60
با مقايسه دو مثال متوجه مي‌شويم كه سود حاصل از معامله سهم در هر دو حالت يكي است (حدود 20‌درصد) و ارتباطي به فاصله قيمت سهم با ارزش اسمي سهم (1000‌ريال) ندارد، ولي در مورد حق تقدم‌ها نتايج به گونه ديگري رقم خورده است.
در مثال اول سود حاصل از معامله حق تقدم 944 ,24,083‌ريال
ولي در مثال دوم 10,488,960‌ريال است، در حالي كه سرمايه ما يكسان و زمان انتظار و خواب سرمايه نيز يكي فرض شده بود.
در مثال اول در معامله حق تقدم و عدم استفاده از آنها حدود 140‌درصد بيشتر از معامله خود سهم سود برده‌ايم. راز اين موضوع در چيست؟ خيلي ساده است. راز اين موضوع در عدم استفاده از حق تقدم نهفته است. اگر از حق تقدم‌هاي خريداري شده استفاده مي‌كرديم مجبور مي‌شديم قسمتي از سرمايه خود را (قسمتي از 50,000,000‌ريال) بابت بهاي اسمي سهم بپردازيم، در اين حالت فقط مي‌توانستيم 29239 سهم خريداري كنيم و تنها تفاوت سود ما با خريد خود سهم به همان اختلاف 5‌درصدي بر مي‌گردد.
در حالي كه با استفاده نكردن از حق تقدم 1000‌ريال‌هاي مازاد را براي خريد حق تقدم‌هاي بيشتر استفاده كرديم و توانستيم تعداد 41183 حق تقدم ديگر نيز اضافه كنيم و از روند افزايش 20‌درصدي قيمت آنها نيز سود ببريم.
مازاد حق تقدم خريداري شده  41183 = 29239 – 70422
مثال‌هاي ديگري نيز با قيمت‌هاي مختلف سهم مي‌توان ارائه كرد كه در حوصله اين مقاله نيست و خود مشتاقان و علاقه‌مندان مي‌توانند با طرح حالت‌هاي مختلف و انجام محاسبات به نتايج متنوعي دست پيدا كنند.
در این استراتژی معاملاتی باید مزایا و معایب زیر را در نظر داشت:
1. خرید حق  تقدم‌ها به دید استفاده نشدن، از ریسک بالاتری نسبت به خرید خود سهم به دلیل عدم امکان معامله در مدت زمان پایان فرصت 60روزه حق تقدم‌ها تا عرضه توسط شرکت برخوردار است.
در این مدت ممکن است جهت بازار از روند صعودی به دلایل خارج از بازار که قابلیت پیش‌بینی ندارند، به سمت نزولی تغییر مسیر داده و  در نتیجه همانطور که بازدهی بالاتری در روند صعودی انتظار می‌رود، در روند نزولی سهم، حق تقدم، زیان سنگین تری از خود سهم را به صاحب خود وارد می‌کند. از طرفی ممکن است شرکت مدت زمان زیادی پس از فروش، وجوه حق تقدم استفاده نشده را واریز نكند و سرمایه فرد طی این مدت بلوکه شود.
2. در این استراتژی، معامله‌گر لازم است که شناخت و اطمینان کافی از مسائل بنیادی یک سهم، داشته باشد. به طور معمول در بعضی از افزایش سرمایه‌ها به دلیل آنکه سهامدار عمده تعهد پذیره‌نویسی دارد، با مشاهده اینکه تعداد زیادی حق تقدم استفاده نشده باقی مانده است. در حالی که قصد اضافه کردن سهام خود را ندارد، اقدام به عرضه خود سهم كرده تا وجه لازم برای حق تقدم‌ها را فراهم سازد. این موضوع موجب افت قیمت سهم در مقطع عرضه حق تقدم‌ها و خرید حق تقدم‌ها به قیمت ارزانتر می‌شود، در نتیجه به عدم حصول بازدهی پیش‌بینی شده می‌انجامد.
3. هرچه قیمت سهمی ارزانتر باشد بازدهی این روش معاملاتی بیشتر است و در مورد سهام‌گران قابلیت اجرا ندارد.
4. معمولا در مورد سهام بنیادی قوی، در صورتی که موعد ثبت افزایش سرمایه آنها قبل از مجمع عمومی سالانه باشد و شرکت متعهد تعلق‌گرفتن سود نقدی به حق‌تقدم‌های واریز شده باشد، در نتیجه به دلیل رشد سنتی قیمت سهام قبل از این استراتژی معاملاتی قابلیت اجرا و تحقق بیشتری خواهد یافت.
نتيجه‌گيري نهايي:
اگر شركتي افزايش سرمايه دارد و حق تقدم‌هاي آن به منظور پذيره‌نويسي عرضه شده است و پيش‌بيني مي‌شود قيمت سهم در آينده نزديك افزايش يابد، با فرض اينكه قيمت سهم به بهاي اسمي سهم (1000‌ريال) نزديك باشد و پيش‌بيني ما در مورد افزايش قيمت سهم به حقيقت پيوند دو روند فروش حق‌تقدم‌هاي استفاده نشده به‌طور عادي پيش برود، بيشترين سود ما موقعي است كه تمام سرمايه خود را به منظور خريد  حق تقدم بكار گيريم و از حق تقدم‌ها استفاده نكنيم تا در مهلت معقول شركت اقدام به فروش حق تقدم‌ها و بازپرداخت سرمايه و حاصل فروش  كند.
*مدير حسابرسي داخلي و امور مجامع شركت ليزينگ رايان سايپا

+ نوشته شده توسط کیومرث در دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389 و ساعت 18:29 |
      
+ نوشته شده توسط کیومرث در شنبه یازدهم اردیبهشت 1389 و ساعت 18:45 |
در گفتگو با یک کارشناس ارشد مسایل اقتصادی سئوال شد :
بازدهی انتظاری از بورس تهران چقدر است ؟
سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار مستلزم در نظر گرفتن عوامل و شرایطی است که در کنار کسب اطلاعات از حوزه بازار سرمایه کشور ، نقش ویژه ای در تصمیم گیری های مالی و اقتصادی سرمایه گذاران ایفا خواهد کرد . یکی از این عوامل تأثیر گذار، نرخ تورم و رابطه معنی دار آن با بازده سهام شرکتها و صنایع بورسی است.

سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار مستلزم در نظر گرفتن عوامل و شرایطی است که در کنار کسب اطلاعات از حوزه بازار سرمایه کشور ، نقش ویژه ای در تصمیم گیری های مالی و اقتصادی سرمایه گذاران ایفا خواهد کرد .

یکی از این عوامل تأثیر گذار، نرخ تورم و رابطه معنی دار آن با بازده سهام شرکتها و صنایع بورسی است که شناخت تأثیر این متغیر کلان اقتصاد بر نوسانات بازار سرمایه ، می تواند بسیار مورد توجه فعالان این بازار در روند تصمیم گیری ها باشد.

در همین رابطه بورس نیوز ؛ در گفتگو با شاهین شایان آرانی ، کارشناس ارشد مسایل اقتصادی کشور، از میزان تأثیر تورم در قیمت سهام شرکت های بورسی سوال کرد که وی با اشاره به اصول پذیرفته شده در مدیریت سرمایه گذاری ، گفت : کسب بازدهی به لحاظ سرمایه گذاری در بازارهای مختلف ، مستلزم تحمل ریسک ها و خطرات احتمالی از نوسانات موجود در ارزش سرمایه گذاری ها و بالطبع سقوط یا صعود در درآمدها و هزینه های پیش بینی شده است.

وی با اشاره به این مطلب که افزایش بازدهی بیشتر ، مستلزم افزایش ریسک بیشتری در معاملات است ، گفت : چنانچه بر اساس مدل های مختلف در زمینه تعیین بازده سرمایه گذاری بنگریم ، اولین عاملی که این بازدهی را پوشش می دهد نرخ تورم است .

بنابر این آنچه به عنوان پایه ریسک سرمایه گذاری در بازار های مختلف عنوان می شود ، ریسک و بازده مورد انتظاری است که نسبت به این نرخ در بازار بدست می آید .

شایان آرانی افزود : باید ریسک های مختلف در سرمایه گذاری را در یک مجموعه کلی در نظر گرفت و هزینه خطر های مختلف را به نرخ تورم اضافه کرد و آنگاه ، بازده کل مورد انتظار را با توجه به پوشش ریسک تورم و بازدهی ما زاد از آن برای پوشش ریسک های دیگر در نظر گرفت .

بازدهی انتظاری از بورس تهران چقدر است ؟

وی ادامه داد : بورس تهران به دلیل چرخه عملیاتی و ساختاری پایین ، ریسکی به مراتب بالاتر از بورس دیگر کشور ها دارد و به همین دلیل حداقل بازده مورد انتظار از بورس ایران با توجه به ریسک های مختلف در حدود 25 درصد باید باشد و این در حالی است که در کشور های اروپایی و آمریکایی این نرخ در حدود 10 الی 15 در صد می باشد .

این کارشناس ارشد مسایل اقتصادی ، بورس تهران را به لحاظ عرضه سهام شرکت های مختلف ضعیف دانست و افزود : هر چند زحمات زیادی به لحاظ تقویت بورس تهران نسبت به گذشته انجام شده ، اما این بازار نیازمند ورود نقدینگی بیشتر و حضور پررنگ تر شرکت ها و صنایع بخش خصوصی بوده و نباید تنها نهاد های وابسته به دولت در آن نقش بازی کنند .

تورم به سود چه شرکتهایی است ؟

وی در برابر این سوال که با توجه به نرخ تورم و صرف ریسک در بازار، چه شرکت ها و صنایعی از این منظر متضرر یا منتفع می شوند؟ گفت : با توجه به محاسبه صرف ریسک ( بازده مازاد ) معاملات ، اثرات متفاوتی در شرکت های مختلف پدید می آید ، بطوریکه اگر شرکتی با افزایش تورم سود کند ، صرف ریسک کمتری بدست خواهد آورد.

به طور مثال محصولات مصرفی و صنایع غذایی به لحاظ افزایش نرخ تورم ، با افزایش درآمد روبرو هستند اما در مقابل شرکت های دارویی یا سیمانی به لحاظ کنترل قیمت ها از سوی دولت ، با کاهش درآمد مواجه می شوند به عبارتی شرکت هایی که به لحاظ افزایش نرخ تورم تحت تأثیر مثبت قرار می گیرند قیمت شان نیز افزایش می یابد .

هدفمندی یارانه ها و فشار تورمی

وی در خصوص هدفمند کردن یارانه ها افزود : چنانچه مدیریت صحیحی در این زمینه وجود نداشته باشد با فشار تورمی سهمگینی مواجه خواهیم بود اما آنچه مسلم است سود مورد انتظار سرمایه گذاران در بورس به لحاظ اجرای این طرح افزایش خواهد یافت .

باید گفت : شرکت هایی که هزینه انرژی آنها به لحاظ آزاد سازی قیمت حامل های انرژی بالا می رود ، اگر بتوانند این افزایش را به مشتریان خود منتقل کنند ، با چالش جدی در زمینه سود شرکت مواجه نخواهند بود .


ابهام و سر در گمی از رشد شاخص

وی در خصوص رشد ادامه دار شاخص های بورس ابراز نگرانی کرد و گفت : به لحاظ ساختار اقتصادی در کشور اتفاقی نیافتاده که بورس اینچنین رشد کند بنابراین باید با چشمی باز به حقایق بازار نگاه کرد و از بروز هیجانات کاذب کاست .

شایان آرانی در پایان تنها راه نجات بورس را بازگشایی درهای این بازار به روی سرمایه گذاران داخلی و خارجی دانست و تأکید کرد : فضای چرخش در بورس اوراق بهادار با حضور سرمایه گذار خارجی و اصلاح قوانین و مقررات جدید باید بوجود آید .

+ نوشته شده توسط کیومرث در جمعه دهم اردیبهشت 1389 و ساعت 23:0 |

توافق شرافتمندانه

محمود صدري
خبرهاي اوليه از مذاكرات وزير امورخارجه ايران و مديركل آژانس بين‌المللي انرژي اتمي از چرخش محسوس جهت مذاكرات از سياست به سوي حقوق حكايت دارد.

بازگشت به قالب حقوقي مذاكرات و دور كردن مساله هسته‌اي ايران از منازعات بين‌المللي، هدفي است كه ايران در يك‌دهه گذشته آن را دنبال مي‌كند. متقابلا ايالات متحده آمريكا و برخي كشورهاي اروپايي اصرار دارند، پرونده هسته‌اي ايران را از وضع حقوقي و دستگاه متولي آن؛ يعني آژانس بين‌المللي اتمي خارج كرده و در وضع سياسي و ظرف آن؛ يعني شوراي امنيت سازمان ملل قرار دهند. خارج شدن پرونده ايران از آژانس و ارجاع آن به شوراي امنيت، در چند سال گذشته موجب تلاطم‌هاي سياسي و ديپلماتيك در روابط آمريكا و اروپا با روسيه، چين و كشورهاي عضو جنبش عدم‌تعهد شده است. دو گروه اول نوعا خواستار افزايش فشار بر ايران هستند و سه گروه ديگر بر رفع و رجوع حقوقي و ديپلماتيك مساله هسته‌اي ايران تاكيد مي‌ورزند. در ماه‌هاي اخير با تمايل نسبي روسيه به سوي مواضع آمريكا و اروپا، عملا چين تنها قدرت با نفوذ جهاني بود كه از روش حقوقي، ديپلماتيك و مصالحه‌جويانه‌ در قبال ايران حمايت مي‌كرد. در چنين شرايطي اگر قرار بر اين شود كه مساله ايران از طريق جدال سياسي قدرت‌هاي جهاني و در قالب شوراي امنيت پيگيري شود، آثار آن براي همه طرف‌هاي مناقشه غيرقابل پيش‌بيني و پرهزينه خواهد بود. اگر چيني‌ها، به قطعنامه پيشنهادي آمريكا راي مثبت دهند، به يكي از اصول اساسي سياست‌ خارجي خود لطمه خواهند زد؛ زيرا با قبول آمريت مطلق آمريكا در اين قضيه، آمريكا از قدرت برتر جهان كه وضع كنوني اين كشور است به قدرت يگانه تبديل مي‌شود و چنين حادثه‌اي، آمال بين‌المللي چين را خدشه‌دار مي‌كند . اگر هم چين بناي كار را بر مقاومت و استفاده از قاعده وتو بگذارد، وارد چالشي بزرگ و پرهزينه با آمريكا و اروپا خواهد شد و ايضا فرصتي طلايي در اختيار روسيه قرار مي‌دهد كه نفوذ جهاني خود را افزايش دهد.
اين صف‌بندي‌ها علاوه‌بر آثار سياسي آن، جايگاه نهاد حقوقي آژانس بين‌المللي انرژي اتمي و سازمان ملل را متزلزل خواهد كرد.
احتمالا به خاطر همين ملاحظات است كه يوكيا آمانو، مديركل آژانس، در مذاكرات ديروز خود با منوچهر متكي وزير خارجه ايران كوشيده است، روابط آژانس و ايران را ترميم كند.
براساس بيانيه آژانس كه پس از مذاكرات منتشر شد، «ملاقات در فضايي مشابه مذاكرات تجاري برگزار شده است.» از اين جمله سربسته به درستي نمي‌توان فهميد چه توافقي صورت گرفته است؛ اما مي‌توان حدس زد كه فضاي مذاكره مبتني‌بر به رسميت شناختن حقوق دوجانبه بوده است. قاعده اول در مذاكره عادلانه اين است كه حقوق و حيثيت طرفين آن به رسميت شناخته شود. اگر ديروز در وين چنين روابطي بين ايران و آژانس شكل گرفته باشد، مي‌توان اميدوار بود طرفين حركت به سوي توافق شرافتمندانه را آغاز كرده‌اند. چنين توافقي هم جهان را از بن‌بست كنوني كه مبتني ‌بر منازعه قدرت‌هاي بزرگ است، خارج مي‌كند و هم ايران را به حقوق خود نزديك‌تر خواهد كرد.

دنیای اقتصاد

+ نوشته شده توسط کیومرث در دوشنبه ششم اردیبهشت 1389 و ساعت 1:13 |